خانه / عکس اسلایدر / ایران در اوج بحران داخلی

ایران در اوج بحران داخلی

 نویسنده : محمد مصدق 

دیانت و حکومت اسلامی, شرافت و صلاحیت مدیریت ندارد !

آیا شما نیک می دانی که چه تعداد دختران و زنان سیاسی و عقیدتی در زندانهای سپاهی و بسیجی مورد تجاوز قرار گرفته اند. آیا اخبار تجاوز پلیس سپاه پاسداران به تعدادی هموطن در بازداشتگاه کهریزک تهران را پیگیری کرده ای ؟ آیا کشتارهای جمعی اپوزیسیون در تابستان و پاییز سال ۱۳۶۷ شمسی و جنایت آشکار علیه بشریت را پیگیری کرده ای و اعتراضی در راستای دفاع از حقوق بشری و وجدان بشری انجام داده ای ؟ آیا شما واکنشی طبیعی و انسانی علیه قتل های زنجیره ای و قتل روانشاد محمد محمدی, زهرا کاظمی و بسیاری دیگر بدست نیروهای اطلاعاتی و بازجوهای ساواکی جمهوری اسلامی داشته اید؟ همان نیروی اطلاعاتی و ساواکی اسلامی که آشکارا و با افتخار خطاب به اینجانب اعتراف کرده است که نیروهای اطلاعاتی سر خیلی از افراد را زیر آب کرده اند !  دریغ از آنکه خدایان باطل و عوامفریبان آخوندی, اعمال پست اعتقادات, شریعت و سیاست خود را به انسانهای پست تر از خود واگذار می کنند که همچنان در جامعه بشری پرستیژ تقدس نمایی خود را محفوظ دارند و با عباها و رداهای شیطانی سیاه و سپید خود, در برابر مردمان برتری جویند و خودنمایی تحمیلی نمایند.

شما طی سالها اسارت یک ملت – تحت سیطره شیطنت و شرارت اسلامیت و ولایت جمهوری اسلامی – برای دفاع از حقوق مردمان و مستمندان ایران کدام قدم نیکو و خیر را برای مبارزه با شیطان و دژخیمان اسلامی و آخوندی برداشته ای ؟ شما هموطن گرامی بایست جنگ با حکومت بعث آخوندی را آغاز کنید. هر روز تعدادی از نوامیس ایرانی در داخل شهرهای ایران, بدلیل تهیدستی, بی سرپرستی و بد سرپرستی طعمه هوسرانان و شهوترانان می گردند و زندان ها چندین برابر ابتدای انقلاب ضد ایرانی سال پنجاه و هفت شمسی, مملو از آسیب دیدگان, قربانیان, آزادگان و عدالتخواهان اجتماعی, سیاسی و عقیدتی شده است. شالوده های سیاسی,اقتصادی,اجتماعی,خانوادگی,زناشویی و فرهنگی بشدت سست و ضعیف شده است  و آمار ناهنجاری و نابسامانی گسترده شده است. هر روز کودکان کار و کودکان دارای سوء تغذیه, قربانی زر و زور و تزویر دیکتاتوری و استکباری اسلامی و آخوندی می شوند و به گفته کمیته امداد در سیمای ضد ایرانی جمهوری اسلامی, بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ کودک در ایران دچار سوء تغذیه میباشند. مواد مخدر و اعتیاد بشدت گسترش یافته است و نیروهای دولتی و حکومتی خود سهمی در انتشار و تکثیر آن داشته اند. بیماری های روحی,روانی,عصبی و افسردگی در ایران بطور فزاینده ای گسترش یافته است. همه قراین و شواهد نمایان ساخته است که سیاستهای ماکیاولیستی اسلامی و انگلیسی در ایران زمین علیه ایرانیان جریان دارد. آخوندها و عناصر شیاد و کلاهبردار مذهبی, سیاسی و نظامی, یک جزیره سلطنت مطلقه اسلامی, در قالب الیگارشی سرمایه داری جمهوری اسلامی برای خود فراهم ساخته اند و بهشت عشق و حال و فسق و جنون برای خودی هایشان بنا نموده اند. از آنجائیکه جنگ افروزی دیکتاتوری,استکباری,امپریالیستی و تروریستی جزو ماهیت و ذات دیانت قرآن و اسلامی بوده است؛ دگر بار رژیم اسلامی جمهوری اسلامی به آتش افروزی و جنگ افروزی منطقه ای و بین المللی پرداخته است و دامنه سیاستهای امپریالیستی و تروریستی خود را تا کشورهای فلسطین,لبنان,سوریه,بحرین,یمن و برخی کشورهای آفریقایی گسترش داده است و انسانهای بسیاری را قربانی سیاستهای ضد بشری و ناقض حقوق بشری خود ساخته است؛ چنانکه گروه های بسیاری از زنان و کودکان بی دفاع را در سرزمین های مذکور, قربانی خصال گرگ منش و ددمنش خود نموده و جنگ زر و زور و تزویر خود را گسترانیده است. حاصل سرزمین و مردمان ایران با آفت اسلامیت و ولایت و سیاست اجانب ویران شده و تنها شعار و تبلیغات گزاف و عوامفریب باقیمانده است.

ثبات و امنیت فقط برای حاکمه ظالمه جمهوری اسلامی وجود دارد و استقلال ایران ظاهری میباشد و سیاستهای انگلیسی و روسی در ایران و علیه ایرانیان نافذ میباشد. همچنین ایران بدون حاکمه ظالمه اسلامی و آخوندی, حدود ده هزار سال طی تاریخ حیات سیاسی و اجتماعی خود از استقلال برخوردار بود و تنها طی چند دوره تحت اشغال بیگانگان قرار گرفته است؛ ولی بلاخره ایرانیان موفق به اخراج آنان شده اند. حتی ایران پادشاهی, قرون متمادی ابرقدرت بلامنازعه جهانی و منطقه ای بوده است.
همان آخوندهای شیاد و کلاهبردار که دایم در گوش مردمان ایران لالایی می گفتند که پهلوی بازار ایران را قبضه کالاهای آمریکایی نموده بود و بدینسان آخوندها با لالایی های خود, مردمان ایران را به خواب عمیق فرو بردند که منافع و مطامع خودی و اجنبی را تامین نموده, بیت المال ایران را قبضه جیب های خودی و اجنبی نمایند و طی معاملات سیاسی و مالی, بازار ایران را قبضه کالاهای چینی نمایند و متاسفانه ! کالای بی کیفیت وارداتی چین کمونیستی و کارگری را, در اختیار خیل مستمندان ایران قرار داده اند که قدرت خرید از آنان سلب شده است و سبد خرید آنان با فقر مالی و اقتصادی شدید مواجه شده است, و حال آنکه دوره پهلوی اگر بازار ایران در قبضه کالاهای آمریکایی بود؛ هر خریدار ایرانی به خرید کالای آمریکایی استاندارد و با کیفیت مبادرت می ورزید و دولتین ملی در برهه پهلوی سعی داشتند که همه محرومان را بسوی طبقه متوسط جامعه ارتقاء دهند و این مهم در دهه ۱۳۵۰ شمسی تحقق یافته بود. اما اکنون جمهوری اسلامی طبقه متوسطه را به طبقه مستمند نزول داده است. دستاورد جمهوری اسلامی, در نهایت ایجاد انزجار عمومی از دین ضد بشری اسلامی بوده است که آن دین را بسوی نابودی مطلق سوق خواهد داد.
هموطن گرامی ! طی سالیانی در برهه قاجاری و پهلوی مملکت تحت نفوذ اجنبی و انگلیسی قرار گرفته بود و کشمکش بین امپریالیستها علیه منابع ایران در جریان بود؛ ولی وجود این خیانتکارهای نفوذی, دلیلی بر نقض استقلال ایران در دوره پهلوی نبود و بسیاری از وطن پرستان و ملی گرایان, در حال مبارزه با امپریالیستها و استعمارگرها بودند و حتی روانشاد پادشاه پهلوی پس از به حاشیه راندن انگلیس و نزدیکی با آمریکا هرگز استقلال ایران را نقض کرد که بی گمان, در غیر اینصورت ایران فاقد استقلال در برهه پهلوی عملاً مستعمره انگلیسی یا آمریکایی محسوب می شد. بواقع زمانی استقلال کشوری نقض می گردد که مورد تجاوز نظامی قرار گیرد و یا مستعمره ی اجنبی گردد و یا خیل نفوذی – در آن کشور- حکمروایی کنند و آن شرایط هنگامی تحقق می یابد که این خیل نفوذی های حکومتی, با نیروهای ناسیونالیستی, هومانیستی و سوسیالی مواجه نشده نباشند و حال آنکه نهضت ملی ایران به رهبری بزرگان ملک و ملت ایران, تا امروز در جولانگاه نبرد علیه خیانتکاری,مزدوری و نفوذی حضور مستمر داشته اند. گرچه جمهوری اسلامی با سیاستهای ماکیاولیستی اسلامی و وارداتی خود سعی در نابودی بنیان ناسیونالیسم در ایران داشته است و حیت مضامین ناسیونالیستی را محصور ساخته است؛ لیکن ناسیونالیستهای ایران هرگز صحنه نبرد با سیاستهای ضد ناسیونالیستی در ایران را رها نکرده اند و جبهه ملی, مشروطه ملی و … نمونه های بارز وطن پرستی ناسیونالیستی بوده است. سرکوب ملی گرایی در حوزه اسلامی, بدلیل خوی امپریالیسم -انترناسیونالیسم و در حوزه استعماری, بدلیل خوی امپریالیسم – شووینیسم است.
حاکمه اسلامی جمهوری اسلامی, خود ناقض استقلال مردمان ایران بوده است و بازار ایران را دربست در اختیار بازار چین و خارجیان قرار داده است و ایران را جبهه مقدم روسیه علیه غربیها ساخته است و همواره سران در آسایش و مردمان در چالش بسر برده, دو طبقه سرمایه دار و طبقه مستمند تشکیل داده است. از سوی دیگر هیچیک از کشورهای جهان قادر به تامین استقلال مطلق نمی باشند و ادامه حیات جهان بشری در گرو معاملات و معاهدات بین المللی تحقق یافته است که نیازهای داخلی در حوزه های مختلفه اقتصادی,علمی,پزشکی و … بطور مطلوب تامین گردد.
هموطن گرامی ! هر موجی با برخورد به صخره ای در هم می شکند و سپس در کمال آرامش به گستره دریای بی کران باز می گردد و لذا موج آغازین روابط با دول و جوامع غربی و آشنایی و بهره برداری از دانش مدرن و صنایع مدرن و سیاستهای مدرن غربی و جهانی – طی تاریخ – گاهی به صخره امنیتی و دادگری حکومتی و اجتماعی ایران برخورد داشته, ایران را مورد تهدید و ضرر قرار داده است؛ ولی اندک اندک این امواج متلاطم آغازین از برهه قاجاری بسوی فروکش و آرامش, در اواخر دوره پهلوی بودند که متاسفانه جاهلان,بدخواهان ایرانیان, خائنان و دشمنان, توطئه انقلاب کور ۱۹۷۹ میلادی  را به اجرا گذاردند و تحقق گسترش پیشرفت و عدالت را در ایران عقیم ساختند و مملکت و ملت ایران را از پیشرفت و عدالت راستین سلب نمودند. جمهوری اسلامی بر اساس آموزه های ضد بشری قرآن و بیماریهای شخصیتی, عدالت را زندان,شکنجه,ضرب و شتم,سرکوب,خفقان,تفتیش عقاید,تحقیر,تحریف,سانسور,اعدام و قطع اعضای بدن تعریف کرده و اعمال نموده است. بواقع طالبان,پاسداران و داعش, نمایش زنده ای از رفتارهای تازیان مسلمان در صدر اسلام را روی صحنه آورده اند که ماهیت و ذات ضد الهی و ضد بشری اسلامیت را برای بشر امروز و عصر حاضر مستدرک ( قابل درک ) نمایند.
اینجانب در حیطه عدل و اعتدال, باور تاریخی دارم که همه پیشرفت مدرنیستی علمی,اقتصادی, فرهنگی,هنری و نیز ساماندهی و توانمندسازی قدرت نظامی ایران برای پاسداشت و حراست از مرزهای ایران, در برهه پهلوی تحقق یافت. آیا پادشاهی پهلوی نبود که استقلال ایران را حرمت نهاد و پاسداشت و از تجزیه ی آذربایجان ایران بدست نیروهای عمال انگلیسی و روسی ممانعت ورزید ؟  آیا هشیاری پادشاهی پهلوی را در حفظ استقلال کشور ایران می توان فراموش نمود ؟ بی گمان هرگز ! ولیکن هر دوره ای, افرادی نفوذی و نیروی خیانتکاری و مزدوری در دستگاه های حکومتی و اجرایی حضور دارند که برخی اوقات سیاستی داخلی را تحت تاثیر خود قرار می دهند که منافع و مطامع خویش و اربابان خویش را تامین نمایند؛ این در حالیست که این افراد نفوذی, قادر به سلب استقلال یک کشور نبوده اند؛ مگر همچون نیروهای خیانتکاری و نفوذی جمهوری اسلامی چنان ازدیاد داشته باشند که وجهه پوپولیستی, الیگارشی و استکباری علیه نوع بشری و علیه ایرانی یابند. جمهوری اسلامی از سویی دچار آلودگی نفوذی های خیانتکاری شده است و از سوی دیگر نیروی ناسیونالیستی را سرکوب کرده است و وامصیبتا ! آنجا است که ماهیت و ذات جمهوری اسلامی انترناسیونالیسم – امپریالیسم میباشد که همه زمینه های حضور و تقویت نفوذی های خیانتکاری و مزدوری را, در بطن قوای خود مهیا ساخته است؛ لذا جمهوری اسلامی مغروق در تبهکاری بوده است.
بنابراین نفوذی های اجنبی اعم از نیروی مزدوری جاسوسی یا نیروی مزدوری تخریبی دولتی و حکومتی یا حتی نیروی مزدوری قضایی, در همه دول جهان متداول میباشد. منقول از روانشاد دکتر مصدق است که  عناصر خیانتکار انگلیسی در هر دستگاهی حکومتی و در لایه های اجتماعی حضور دارند, و لذا ایران همچون سایر ملل, نیازمند مراقبتهای شدید اطلاعاتی و امنیتی در همه لایه های حکومتی و اجتماعی و برون مرزی است.
روانشاد دکتر محمد مصدق سالیان متمادی در قالب نهضت ملی و ناسیونالیستی ایران در برابر استعمارگران و مستکبران ایستادگی نمود و به توانمندی ایران پرداخت و اقتصاد بدون نفت را تجویز کرد و اوراق قرضه ملی منتشر نمود که مردمان را به حمایت علیه امپریالیستها و مستکبرها فرابخواند و حتی هزینه سفر به دیوان دادگستری بین الملل و مدافعه از حقوق حقه ملی و مردمی و استیناف حقوق ملی ایرانی را از جیب خود پرداخت نمود و عاقبت دول امپریالیستی غربی را ناچار به کودتا کرد. ولی همان آخوندهای قمی و حوزوی در کران نیروی توده ای و کمونیستی و جمهوریخواهی و فدایی اسلامی با کودتای انگلیسی و آمریکایی ۲۸ مرداد همراهی کردند و حتی آیت الله کاشانی یک روز پس از کودتای ۲۸ مرداد – طی مصاحبه ای – درخواست اعدام روانشاد دکتر محمد مصدق را صادر کرد؛ ولی دادگاه نظامی ایران به تبع رای پادشاهی پهلوی فقط حکم تبعید ایشان را به زادگاهشان صادر نمود؛ خاصه آنکه روانشاد دکتر مصدق در سن سالخوردگی بسر می برد و بهترین مکان برای ایشان زادگاهشان بود که دوره سالخوردگی و بازنشستگی خویشرا در آن مکان سپری نمایند؛یعنی,پادشاهی پهلوی با دکتر مصدق همچون خیانتکار برخورد نکرد و بلکه ایشان را در زمره خدمتگزار ملک و ملت زنده نگاه داشت.
لذا هموطن گرامی ! جنگ با استکبار از سوی جمهوری اسلامی؛ مردمان را به دنبال نخود سیاه فرستادن بوده است و خاصه آنکه اسلامیت و ولایت خود دیکتاتور, مستکبر و امپریالیست بوده است و این نقایص, در ذات و ماهیت قرآن (کتاب اقتلوا و قاتلوا) نهادینه میباشند ! رژیم جمهوری اسلامی یک رژیم سرمایه داری اسلامی تشکیل داده است که منبعث از آموزه های قرآنی است و همواره شرارت و شیطنت داشته است. ما پس از نابودی این حاکمه دژخیمان اسلامی, همچنان بر حفظ استقلال کشورمان تاکید داشته و خواهیم داشتم و مردمان ایران نبایست نگران خدشه ای علیه استقلال ایران باشند؛ زیرا همواره نیروهای قدرتمند ناسیونالیستی و ملی – در برابر خیانتکاری و نفوذی و مزدوری – ایستادگی سیاسی و رزمی داشته و خواهند داشت.
نیروی خیر و شر از ابتدای آفرینش انسانها در جغرافیای قارهای زمین, با یکدیگر همزیستی مخاصمه آمیزی داشته اند که همچنان ادامه داشته است و لذا نبرد با امپریالیستها و مستکبرها نبایست بهانه ای برای تحمیل تحمل ستمگری, خیانتکاری,غارتگری و دشمنی داخلی و حکومتی اسلامی و آخوندی علیه مصالح و منافع معنوی و مادی ملی و مردمی ایران گردد؛ خاصه آنکه جمهوری اسلامی همپالگی با انگلیس را پذیرفته است و همواره در بحبوحه نابسامانی و بقای خود, دست به دامان انگلیس بوده است و حقوق تابعیتی و شهروندی ایرانی را زایل و پایمال ساخته است. جمهوری اسلامی حتی پایبند قانون اساسی خود نبوده است و فرافکنی و فراقانونی رفتار کرده است و تبانی های پشت پرده ای ولایی, دولتی و قضایی داشته است. 

سازندگان بخش تازی قرآن, از یاد آفریدگار, در حجاب الله – خدای مخیله یمن و عربستان – برای عملکردهای ضد بشری,تروریستی,آدمکشی,جنحی,جنایی,تشریکی,فئودالیستی,برده داری و … سوء استفاده کرده اند و قرآن اهانت به آفریدگار یکتا محسوب می شود.

تعدادی از فضاحت های فرهنگی و سیاسی قرآن, اسلام, الله و محمد :

فضاحت قرائت آیات شیطانی از سوی محمد بن عبدالله در شهر مکه !

فضاحت فرار محمد بن عبدالله از ترس شهادت اسلامی به درون غار حرا !

فضاحت حکمت محمد بن عبدالله و آموختن از سلمان فارسی در غزوه خندق !

فضاحت شکست الله و محمد بن عبدالله به یاری پنج هزار فرشته در غزوه احد !

فضاحت تغییر قبله اسلام بسوی بتکده کعبه و سجده و رکوع در برابر بتکده و بتها !

فضاحت ترک گروهی از انصار در همراهی موحش محمد بن عبدالله در غزوه تبوک !

فضاحت پیدوفیلیای محمد بن عبدالله وهمبستری  او در سن ۵۳ سالگی با کودک ۹ ساله !

فضاحت شهوترانی,هوسرانی و چشم چرانی محمد بن عبدالله علیه زینب, زن شوهر دار !

دیانت اسلامی و حکومت آخوندی, بی شرف و بی صلاحیت است !

Religion of Islam and the mullahs government, is blackguardly and incompetent

با آرزوی توفیق !

نوشته : محمد مصدق – متولد تهران – مقیم گیلان – مورخه بهمن ۱۳۹۵ شمسی 

درباره newinsight

اینجانب محمد مصدق, متولد شهرستان تهران میباشم! نویسنده,منتقد و مبارز مستقل,در سرزمین تحت سلطه دیو صفتان اسلامی ! من زندگی خود را مرداد ماه سال 1350 شمسی, در منطقه نیروی هوایی تهران آغاز کردم و سن شش سالگی پس از آزمون هوش, در مدرسه اول ابتدایی فارابی نیروی هوایی راه یافتم؛ ولی خرده سالی بیش نبودم که اینتلیجنس سرویس انگلیس به دستور دستگاه پادشاهی انگلیس و به یاری عناصر ایرانی بسیج مستضعفان و کمیته انقلاب اسلامی, به توطئه و دسیسه علیه اینجانب پرداخت و دگربار فقر فرهنگی و شخصیتی بربریستی خود را در جهان بشری هویدا ساخت که البته! دادخواست و شکایات اینجانب علیه جمهوری اسلامی ایران و دولت و سلطنت انگلیس به مراجع ذیصلاح حقوق بشری و دیوان دادگستری بین المللی تسلیم شده است. بدینسان پادشاهی الیگارشی و آمورالیستی انگلیس, دگربار انتقامجویی و کینه توزی خود را علیه نهضت ملی ایران و ملی شدن نفت ایران و ملی گرایی در ایران تکرار نمود و ثبات جمهوری اسلامی,مجری سیاستهای ضد ایرانی, ضد الهی و ضد بشری را با حمایت های خود تامین کرد. اینجانب سالیان متمادی مشغول مبارزه با دیو صفتان داعشی شیعی, در داخل کشور ایران بوده ام و قوای تبهکار و فاسد حکومت جمهوری اسلامی را بشدت به چالش کشیده ام و حتی سید علی خامنه ای را در برابر مشیت الهی به زانو افکنده ام. اینجانب طی هدایت الهی و ملکوتی در عنفوان جوانی است که رسالت خود مبنی بر اعلام آیین و فرامین راستین موسی پیامبر را با انتشار فرامین ایشان و چاپ و نشر کتاب خود به نام راهی بسوی راستی به انجام رسانیده ام و عیسی را براستی خاتم النبیین و خاتم الشهدا خوانده ام که طبق آگاهی الهی و ملکوتی بدین حقیقت دست یازیده ام و صلیب عیسی را جایگاه شهادت انسانی دانسته ام که کمال اخلاقی را از مسیر کمال عاطفی تحقق بخشیده است و در مسیر ابلاغ حقیقت و دیانت راستین الهی و ابراز محبت به هم نوعان خویش جان به جان آفرین تسلیم نموده است گرچه اکنون ادیان و کتب آنها بشری میباشند, ولی بهترین گزینه برای هر ایرانی خردمندی را آیین توحیدی زرتشتی تامین می کند , باری بر دوشی کسی ننهاده است و همه پند و اندرز آن پندار نیک,گفتار نیک و کردار نیک میباشد. آیین زرتشتی,توحیدی و دین اسلامی, تشریکی تهیه شده اند و لذا عطف به نیاز افزایش عرق ملی ما را مجاب می سازد که ایرانیان به آیین اجدادی خویش مراجعت نمایند؛ چه دین اسلامی,جبر,قهر و شر و آیین زرتشتی,فر,مهر و فروز است. هر اجتماعی بشری در بحبوحه های سیاستهای زندگی,دنیوی و مادی - در حوزه های مختلفه سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی - نیاز به تکیه گاهی معنوی دارد که همت و ترغیب خویشرا در حفظ سلامت و امنیت روحی,روانی,جسمی و جنسی و رعایت صحت و سلامت قواید حیات,منزلت و کرامت بنماید؛ بنابراین آیین زرتشتی به گواه تاریخ ایران زمین است که جامعه ایرانی را در چکاد افتخارات,سلامت و امنیت معنوی محفوظ داشته بود. هر جامعه ای در مقطعی از زمان بدلیل پیروی کورکورانه و منظلمانه جامعه از دینی و مذهبی, دچار ظلمی و ستمی شده است؛ زیرا ادیان کمال ندارند و حاوی نقص و نقض میباشند؛ ولی از سوی دیگر هدایت,مطالعات,تحقیقات و نظارت همگانی و دایمی بر تحرکات مذهب و ماهیت مذهب و حفظ حق تجدید نظر اصلاحی, در کلیات و جزئیات مذهب و شخصیت, از بروز عقاید و کردار انحرافی,دیکتاتوری و ستمگری مذهبی,سیاسی,فرهنگی و اجتماعی ممانعت می ورزد. بنابراین ادیان, نیازمند کنترل افکار و عقاید مثبت اجتماعی میباشند که فیلترینگ مثبت بر محتوای آنها اعمال گردد و ادیان در حیطه عقل,منطق,احساس و دانش نیکوکار و مهرورز سالم سازی شوند. اینجانب در سال 1380 شمسی و متعاقب حادثه ناگوار کوی دانشگاه در سال 1378 شمسی - طی فراخوان جناب آقای قائم مقامی, مجری رادیو ایران - در برخی تجمعات بر حق اعتراضی و حمایتی شرکت فعالی جستم و سالهای اخیر به دفعات دستگیر و حتی ضرب و شتم شده ام و همواره از ملی گرایی, عدالتخواهی و آزادگی پیروی کرده ام و ایران را تحت اشغال نامردمان و ناجوانمردان جاهل,دشمن و خائن خوانده ام که پیرو جنون قرآنی و جنون شخصیتی و روانی میباشند. زندگی در طبیعت گیلان به من آموخته است که پیروی از قوانین طبیعی, پیروی از اعتدال است و انسانها را راهنمای بسیار نیکویی است که آیین طبیعی, برترین آیین الهی است که حتی موارد نقص و نقض ادیان را برای ما هویدا می سازد. ادیان حاوی تلفیق اخلاق و نقض اخلاق و تلفیق حق و باطل میباشند و لذا نقص و نقض ادیان بدلیل آفرینش دارای نقص و نقض جهان,جانداران,انسان, عقل,منطق و دانش میباشد که فقط آفریدگار دارای کمال است. ... اکنون ایران تحت سلطه دیکتاتوری اسلامی میباشد و آزاد اندیشی در سرزمین ما بشدت سرکوب و منکوب می شود و آزادی تنها برای افراد ضد الهی, ضد بشری و ضد اجتماعی قانونی است که نیروهای مذهبی - سیاسی,تروریستی,تشریکی و انحرافی را تشکیل داده اند و الیگارشی مذهبی و سرمایه داری مذهبی را حمایت کرده اند و جامعه ایرانیان را در چالش و تنش فراوان غوطه ور ساخته اند. اسلامگراها,روسها و انگلیسیها, بازیگران اصلی سیاست در تعیین مقدرات کشور ایران بوده اند و اکنون ایران و سوریه خط مقدم روسیه علیه آمریکا و غرب میباشد و ایرانیان قربانی ستمپذیری شخصیتی و دعوای امپریالیستی و استکباری داخلی و خارجی بوده اند. اینجانب پاسخگوی شما عزیزان در اسرع وقت میباشم ! با سپاس و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما عزیزان ! mosaddegh.iran@gmail.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

قرآن افساد فی الارض است20

قرآن,افساد فی الارض است

قرآن , افساد فی الارض است ! (الله, زئوس اسلامی)  الله مفتخر ...

عیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهداعیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهدا

عیسی خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا

عیسی پیامبر خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا است عیسی پیامبر سید الشهدا است ...