خانه / عکس اسلایدر / فقه و تقلید ماخذ الهی و نبوی ندارد

فقه و تقلید ماخذ الهی و نبوی ندارد

فقه و تقلید، ماخذ و مجوز الهی و نبوی ندارد

آخوندها مانند لردهای انگلیسی رایگان و بی عار و بی درد زندگی می کنند

آخوند از عرق جبین دیگران رایگان می خورد و سگها از عرق جبین خود می خورند

(بخش تحقیق)

ابتدای سخن را با یک آیه از قرآن در راستای تذکر به اهل اسلام آغاز می نمایم :

لَا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا – الله دوست ندارد, کسی با سخنان خود، بدیها را آشکار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. الله، شنوا و داناست نساء/۱۴۸

نگارنده در متن دیگری, به گواه یک آیت از کلام قرآن، مسلمین را متنبه نموده است که تقلید و اقتداء فقط حق پیامبران لاهوتی و الهی بود، نه حق متولیان دینی و فقهی؛ زیرا دانش دینی و قضایی ایشان از سوی یزدان یگان تامین می‌گشت، نه از سوی نوع بشری؛ بنابراین پیامبران فارغ از منافعی دنیوی،خطایای اعتقادی و قضایی بشری، اجحافی،افراطی یا ستمی علیه کسی یا گروهی اعمال نمی‌کردند.آیات قرآن فاقد واژه تقلید,مقلده,المقلد,التقلید میباشد, لیکن واژه اقتدا – مترادف تقلید – در یک آیه (انعام/۹۰) وارد شده است که الله, پیامبران را مقتدای واقعی مردم خوانده است و بس! قرآن به دفعات مردم را به تبری از پیروی غیر الله و رسول خوانده است. بنابراین واژه اتبعوا –  در مسیر حق – همانا پیروی از الله و رسول و واژه اتبعوا – در مسیر باطل – همانا پیروی از غیر الله و رسول میباشد. همچنین قرآن, در آیه یس/۲۰-۲۱ متذکر شده است که مردم بایست فقط از مرسلین (پیامبران) پیروی کنند که هدایت شدگان راستین بودند. چنانکه قرآن را مورد بررسی قرار داده ام؛ افعال امری, در حوزه ی پیروی اعم از أَطِیعُوا؛یعنی, اطاعت کنید! (۱۴ مرتبه تکرار) و اتَّبِعُوا ؛یعنی, پیروی کنید! (۸ مرتبه تکرار) فقط برای الله و رسول استفاده شده است. نگارنده متعاقب تحقیق قرآن دریافته است که واژه "مرجع؛یعنی,بازگشت" در قرآن ۱۶ مرتبه تکرار شده است که همواره اشاره به "انا لله و انا الیه راجعون" داشته, هرگز آن واژه برای فردی,گروهی, طبقه ای یا لقبی استفاده نشده است. بنابراین قید و بند مراجع تقلید,فقه و فقیه زاییده ی ساختار طبقاتی و استثماری مذهبی بوده است, نه مولود شرعی اعم از اصول و فروع دین اسلام. اتفاقاً انتساب چنین القاب تصنعی به برخی افراد بوده است که کین و نفاق بین متدینان اسلامی و فُرق مذهبی را عمیق و افزون ساخته است.

أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ – آنها )پیامبران( کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن ! انعام/۹۰

وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا کَذَلِکَ یرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ – و کسانی که ]غیر الله و رسول[ را پیروی کردند, گویند : ایکاش بار دیگر به دنیا برمی‌گشتیم، تا از آنها بیزاری جوییم، آن چنان که آنان از ما بیزاری جستند!  خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‌زایی به آنان نشان می‌دهد؛ و هرگز از آتش خارج نخواهند شد!

وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیئًا وَهُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ – چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و الله می‌داند، و شما نمی‌دانید بقره/۲۱۶

وَاتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ – و از فرمان هر ستمگر دشمن حق، پیروی کردند! هود/۵۹

سعدی شیرازی,ضمن نقد فقه و فقهات, در یکی از ابیات خود به صراحه مردم را واقف ساخته است که تقلید اساس گمراهی میباشد؛ زیرا انسانها دارای نقص و نقض میباشند که هرگز کسی را,به کمال هدایت نمی کنند. بنابراین افراد حتماً بایست شخصیت خویشرا تجربی,اکتسابی و تحصیلی پویا نموده, مسیر رشد و نمو را پیمایش نمایند. نگارنده از منظر دانش جامعه شناسی دریافته است که  شخصیت تقلیدی قادر به پیشرفت و تحولات عقلی,احساسی و علمی و خاصه قادر به توسعه شخصیت آزاد منشی و آزادگی و رهایی از قیود مادی و بندگی در برابر بنده ای نمی باشد که عاقبت استقلال شخصیتی و اعتقادی را تحصیل نماید,؛ لذا فردی مقلد – در جایگاه مرید – بار گزافه تقلید را بر دوش خویش دارد که منافی آزادی از قیود مادی و بشری و بندگی,در قید الهی است :

عبادت به تقلید گمراهی است     خنک رهروی را که آگاهی است

طریقت بجز خدمت خلق نیست      به تسبیح و سجاده و دلق نیست

پیامبران راستین در عرصه سرپرستی و تولی، فاقد تحصیل منافعی از منابع انسانی، اقتصادی و مالی جامعه، اعم از دینی و غیر دینی بودند؛ لیکن متولیان دینی،فقهی و تقلیدی، به تحصیل منافعی از منابع انسانی،سیاسی،اقتصادی و مالی جامعه اعم از دینی و غیر دینی، به امرار معاش از بطن و قبال دین، فرمانروایان و پیروان پرداخته اند. موسی – بزرگترین پیامبران – نمونه‌ی بارز تقوای الهی، در مقام یک متولی دینی راستین میباشد که هرگز سهی از غنیمتی و سهمی انسانی،سیاسی،اقتصادی و مالی از طریق وضع احکام شرعی و سیاسی برای خویش قایل نبود؛ حال آنکه محمد بن عبدالله به وضع احکام سیاسی،غنیمتی و مالی پرداخت که تحصیل منافع انسانی،غنیمتی،اقتصادی و مالی را برایش فراهم ساخت؛ از اینرو او دستمزد رسالت و تولیت خویشرا بر خلاف ادعایش مبنی بر عدم اخذ دستمزد رسالت و نبوت با وضع احکام خمس،زکات،انفال و جزیه از اهل عرب دریافت نمود.

فقهای اسلامی و مراجع تقلید دینی، افرادی جایز الخطا بوده، امتیازی،دانشی یا مصونیتی الهی و نبوی دال بر برتری آنان نسبت به سایر انسانها و مسلمانها نداشته اند، مگر آگاهی از موازین اصول و فروع کتاب و سنت. بواقع وقوف به موازین اصول و فروع کتاب و سنت جزو تکالیف همگانی بوده است، نه تکلیف گروهی یا طبقه ای دینی و روحانی. بنابراین همه‌ی مسلمین و متدینان، در مقام افرادی دینی، روحانی و متولی کتاب، سنت و امت میباشند. مبحث فقه و تقلید – در اسلام و خاصه فرقه شیعه – منبعث از کلام قرآن و اسلام نبوی نبوده است؛ بلکه نص صریح قرآن، در راستای حفظ حدود الهی و نفی ستمگری سیاسی،اقتصادی،مالی و قضایی، مسلمین را به تبعیت و رجعت به احکام الله و رسول، فرمان داده است. از اینرو احکام فقهای اسلامی و دینی را می‌توان احکام بشری مطلق خواند که کسی و کسانی را ملزم به پیروی از آرای آنان نمی‌کند. حتی رحمت الهی برا کسی واجب شده است که الله و رسول اش را اطاعت کرده باشد، لیکن اطاعت سنتی و تاریخی برخی مسلمین و متدینان از متولیان دینی و روحانیون فقهی، فاقد اجرت و رحمت الهی اعم، در عرصه دنیوی و اخروی است :

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْر مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا – ای کسانی که ایمان آورده‌اید! الله را اطاعت کنید! و رسول را اطاعت کنید و فرمانداران امر (تفسیر اهل تسنن فرمانداران صدر اسلام و تفسیر اهل تشع اوصیای الهی) از خودتان هستند ! و هرگاه در چیزی دعوی داشتید، آن را به الله و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به الله و روز رستاخیز ایمان دارید ! این برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. نساء/۵۹

وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ – و الله و پیامبر را اطاعت کنید، تا مشمول رحمت شوید! آل عمران/۱۲۲

قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْکَافِرِینَ – بگو: از الله و رسول، اطاعت کنید! و اگر سرپیچی کنید، الله کافران را دوست نمی‌دارد. آل عمران/۲۲

وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا – و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند! نساء/۶۹

 نگارنده، در این بخش از متن متذکر می‌شود که آیتی در کلام قرآن، به نهی اطاعت از مسرفین پرداخته است؛ یعنی، کسانی که متولی امر و امور نهاد رسمی سیاسی اعم از رژیم تئوکراسی یا رژیم سکولاریستی بوده، لیکن اصلاحی خیر و خدمتی نیکو، به انسانها ارائه نمی‌دهند. این در حالیست که متولیانی دینی و سیاسی، در حاکمه‌ی جمهوری اسلامی طی ۳۶ سال (۱۳۵۷ شمسی الی ۱۳۹۳ شمسی عربی) قبضه انحصاری و مافیایی قدرت و ثروت ایران، در بحران سازی و تکوین نابسامانی برای میهن و مردمان توفیقات شایانی داشته اند. زمانی که اسلامگرایان، در سال ۱۳۵۸ شمسی عربی، کرسی قدرت را در اختیار گرفتند، گرچه آقای خمینی در سال ۱۳۵۷ شمسی عربی، طی سخنرانی خود، در بهشت زهرا (قبرستان جنوب غرب تهران) فریاد عدالتخواهانه‌ی معنوی و مادی برای زندگی قشر آسیب پذیر و مستمند ایران بر آورد، لیکن روحانیون و اسلامگرایان پس از استقرار جمهوری اسلامی، ضمن بحران سازی‌های تعمدی، دغدغه‌ی خدمات رسانی مذهبی،سیاسی و اقتصادی، به فلسطین و فلسطینیان را، در اولویت سیاستهای خارجی خود قرار دادند. اکنون سال ۱۳۹۳ شمسی عربی، این دغدغه‌ی مداخله جویانه مذهبی – سیاسی جمهوری اسلامی، به خدمت رسانی  لبنان،بحرین،یمن و سوریه انجامیده است که آشوب منطقه خاورمیانه و تفرقه و منازعه فرق اسلامی را با دخالتهای قدرتهای امپریالیستی فراهم ساخته است. بر کسی پوشیده نیست که طی فرمانروایی الیگارشی و دیکتاتوری حاکمه تئوکراسی جمهوری اسلامی، مردم ایران بشدت در حوزه های مختلفه با آسیب و محرومیت مواجه شده اند که خود نمایانگر حضور مسرفین، در راس امور و امر جامعه ایران میباشد. بنابراین حکماً و عقلاً، در چنین شرایط اهریمنی و دژخیمانی قوای حکومتی، علیه زندگی معنوی و مادی فردی،خانوادگی و اجتماعی، بر هر انسانی خردمند، دادگر و آزاده انتقاد و اعتراضات  واجب میباشد :

وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ(الشعراء/۱۵۱) و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید! الَّذِینَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یصْلِحُونَ(الشعراء/۱۵۲) همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند!»

 ملاحظه : متن ذیل بخشی از کتاب "ادیان توحیدی و مسایل سیاسی" میباشد که دارای حق نشر و چاپ محفوظ برای ناشر و نویسنده است.

نوشته مطلب و تهیه تذهیب : محمد مصدق – ایران 

جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۲

درباره newinsight

اینجانب محمد مصدق, متولد شهرستان تهران میباشم! نویسنده,منتقد و مبارز مستقل,در سرزمین تحت سلطه دیو صفتان اسلامی ! من زندگی خود را مرداد ماه سال 1350 شمسی, در منطقه نیروی هوایی تهران آغاز کردم و سن شش سالگی پس از آزمون هوش, در مدرسه اول ابتدایی فارابی نیروی هوایی راه یافتم؛ ولی خرده سالی بیش نبودم که اینتلیجنس سرویس انگلیس به دستور دستگاه پادشاهی انگلیس و به یاری عناصر ایرانی بسیج مستضعفان و کمیته انقلاب اسلامی, به توطئه و دسیسه علیه اینجانب پرداخت و دگربار فقر فرهنگی و شخصیتی بربریستی خود را در جهان بشری هویدا ساخت که البته! دادخواست و شکایات اینجانب علیه جمهوری اسلامی ایران و دولت و سلطنت انگلیس به مراجع ذیصلاح حقوق بشری و دیوان دادگستری بین المللی تسلیم شده است. بدینسان پادشاهی الیگارشی و آمورالیستی انگلیس, دگربار انتقامجویی و کینه توزی خود را علیه نهضت ملی ایران و ملی شدن نفت ایران و ملی گرایی در ایران تکرار نمود و ثبات جمهوری اسلامی,مجری سیاستهای ضد ایرانی, ضد الهی و ضد بشری را با حمایت های خود تامین کرد. اینجانب سالیان متمادی مشغول مبارزه با دیو صفتان داعشی شیعی, در داخل کشور ایران بوده ام و قوای تبهکار و فاسد حکومت جمهوری اسلامی را بشدت به چالش کشیده ام و حتی سید علی خامنه ای را در برابر مشیت الهی به زانو افکنده ام. اینجانب طی هدایت الهی و ملکوتی در عنفوان جوانی است که رسالت خود مبنی بر اعلام آیین و فرامین راستین موسی پیامبر را با انتشار فرامین ایشان و چاپ و نشر کتاب خود به نام راهی بسوی راستی به انجام رسانیده ام و عیسی را براستی خاتم النبیین و خاتم الشهدا خوانده ام که طبق آگاهی الهی و ملکوتی بدین حقیقت دست یازیده ام و صلیب عیسی را جایگاه شهادت انسانی دانسته ام که کمال اخلاقی را از مسیر کمال عاطفی تحقق بخشیده است و در مسیر ابلاغ حقیقت و دیانت راستین الهی و ابراز محبت به هم نوعان خویش جان به جان آفرین تسلیم نموده است گرچه اکنون ادیان و کتب آنها بشری میباشند, ولی بهترین گزینه برای هر ایرانی خردمندی را آیین توحیدی زرتشتی تامین می کند , باری بر دوشی کسی ننهاده است و همه پند و اندرز آن پندار نیک,گفتار نیک و کردار نیک میباشد. آیین زرتشتی,توحیدی و دین اسلامی, تشریکی تهیه شده اند و لذا عطف به نیاز افزایش عرق ملی ما را مجاب می سازد که ایرانیان به آیین اجدادی خویش مراجعت نمایند؛ چه دین اسلامی,جبر,قهر و شر و آیین زرتشتی,فر,مهر و فروز است. هر اجتماعی بشری در بحبوحه های سیاستهای زندگی,دنیوی و مادی - در حوزه های مختلفه سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی - نیاز به تکیه گاهی معنوی دارد که همت و ترغیب خویشرا در حفظ سلامت و امنیت روحی,روانی,جسمی و جنسی و رعایت صحت و سلامت قواید حیات,منزلت و کرامت بنماید؛ بنابراین آیین زرتشتی به گواه تاریخ ایران زمین است که جامعه ایرانی را در چکاد افتخارات,سلامت و امنیت معنوی محفوظ داشته بود. هر جامعه ای در مقطعی از زمان بدلیل پیروی کورکورانه و منظلمانه جامعه از دینی و مذهبی, دچار ظلمی و ستمی شده است؛ زیرا ادیان کمال ندارند و حاوی نقص و نقض میباشند؛ ولی از سوی دیگر هدایت,مطالعات,تحقیقات و نظارت همگانی و دایمی بر تحرکات مذهب و ماهیت مذهب و حفظ حق تجدید نظر اصلاحی, در کلیات و جزئیات مذهب و شخصیت, از بروز عقاید و کردار انحرافی,دیکتاتوری و ستمگری مذهبی,سیاسی,فرهنگی و اجتماعی ممانعت می ورزد. بنابراین ادیان, نیازمند کنترل افکار و عقاید مثبت اجتماعی میباشند که فیلترینگ مثبت بر محتوای آنها اعمال گردد و ادیان در حیطه عقل,منطق,احساس و دانش نیکوکار و مهرورز سالم سازی شوند. اینجانب در سال 1380 شمسی و متعاقب حادثه ناگوار کوی دانشگاه در سال 1378 شمسی - طی فراخوان جناب آقای قائم مقامی, مجری رادیو ایران - در برخی تجمعات بر حق اعتراضی و حمایتی شرکت فعالی جستم و سالهای اخیر به دفعات دستگیر و حتی ضرب و شتم شده ام و همواره از ملی گرایی, عدالتخواهی و آزادگی پیروی کرده ام و ایران را تحت اشغال نامردمان و ناجوانمردان جاهل,دشمن و خائن خوانده ام که پیرو جنون قرآنی و جنون شخصیتی و روانی میباشند. زندگی در طبیعت گیلان به من آموخته است که پیروی از قوانین طبیعی, پیروی از اعتدال است و انسانها را راهنمای بسیار نیکویی است که آیین طبیعی, برترین آیین الهی است که حتی موارد نقص و نقض ادیان را برای ما هویدا می سازد. ادیان حاوی تلفیق اخلاق و نقض اخلاق و تلفیق حق و باطل میباشند و لذا نقص و نقض ادیان بدلیل آفرینش دارای نقص و نقض جهان,جانداران,انسان, عقل,منطق و دانش میباشد که فقط آفریدگار دارای کمال است. ... اکنون ایران تحت سلطه دیکتاتوری اسلامی میباشد و آزاد اندیشی در سرزمین ما بشدت سرکوب و منکوب می شود و آزادی تنها برای افراد ضد الهی, ضد بشری و ضد اجتماعی قانونی است که نیروهای مذهبی - سیاسی,تروریستی,تشریکی و انحرافی را تشکیل داده اند و الیگارشی مذهبی و سرمایه داری مذهبی را حمایت کرده اند و جامعه ایرانیان را در چالش و تنش فراوان غوطه ور ساخته اند. اسلامگراها,روسها و انگلیسیها, بازیگران اصلی سیاست در تعیین مقدرات کشور ایران بوده اند و اکنون ایران و سوریه خط مقدم روسیه علیه آمریکا و غرب میباشد و ایرانیان قربانی ستمپذیری شخصیتی و دعوای امپریالیستی و استکباری داخلی و خارجی بوده اند. اینجانب پاسخگوی شما عزیزان در اسرع وقت میباشم ! با سپاس و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما عزیزان ! mosaddegh.iran@gmail.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

قرآن افساد فی الارض است20

قرآن,افساد فی الارض است

قرآن , افساد فی الارض است ! (الله, زئوس اسلامی)  الله مفتخر ...

عیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهداعیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهدا

عیسی خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا

عیسی پیامبر خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا است عیسی پیامبر سید الشهدا است ...