خانه / عکس اسلایدر / قرآن,افساد فی الارض است

قرآن,افساد فی الارض است

قرآن , افساد فی الارض است ! (الله, زئوس اسلامی)

 الله مفتخر به قتل انسان و هابیل منزجر از قتل انسان, یک تناقض عقیدتی بین معبود و عابد است!

قرآن,حاوی افساد فی الارض و انحرافهای عقیدتی,در قالب دروغهای منتسب به فرا بشری است!

قرآن افساد فی الارض است

اینجانب اعدام انسانها را تحت هر شرایطی محکوم می کنم و هر انسانی و خاصه هر خاطی نیازمند هدایت و نجات است و بایست به انسانها فرصت هدایت و نجات داد که به محسنات مراجعت و رجعت نمایند. اعدام به هر روشی, آموزه و روحیه قتل در جامعه را قوت می بخشد و فضای جولان مریض های عقده ای,سادیسمی,روحی و روانی می گردد که ناهنجاری های درونی خویشرا, در مقام قانونگذار,قاضی قانون و مجری قانون ارضاء نمایند و آرامش درون پرتنش خویش را فراهم سازند.

دنیا را بایست برای یکدیگر محل فرصت هدایت و نجات بسازیم. قانونگذار اعدام,مجری اعدام و قاضی اعدام, به قتل نفس مبادرت می روزند و خود, مبلغ قتل و مرض میباشند. متاسفانه اکثراً طی تاریخ قضایی بشری, افرادی, به قانونگذاری پرداخته اند که خود دچار مرض های عقده ای,روحی,روانی و سادیسمی یا اختلال منش بوده اند.

آیا تاکنون از خویشتن وجدان خود پرسیده اید که چگونه قرآن روایت می کند که هابیل با وجود آگاهی از قتل خویش بدست قابیل برادرش, حاضر به قتل قابیل نشده و گفت : ای برادر ! اگر تو مرا بکشی, من هرگز تو را نمی کشم ! بواقع هابیل قرآن, همانا عیسی مسیحا است که شخصیت متعالی و کمال عاطفی ایشان در هابیل قرآن تجلی یافته است و این, در حالی است که قرآن هرگز پایبند اصول اخلاقی و عاطقی خود نبوده و فرامین پرخاشگری,تروریستی,جنحی و جنایی صادر کرده است که هم این موضوع, یکی از تناقضات قرآن, در حفظ معیارهای اخلاقی خود میباشد؛ زیرا قرآن بشری و فاقد کمالی و تعالی اخلاقی و عاطفی است و الله,محمد و آیات, حاوی نقص و نقض متعدد میباشند.

روایت قرآن درباره تقبیح شدید قتل عمد و غیر عمد را می توان با روایت موسی و قتل مرد قبطی تعقیب نمود, چنانکه زید بن ثابت در کتاب قرآن آورده است که موسی پیامبر پس از قتل غیر عمد مرد قبطی به توبه و انابه نزد پروردگار فرید پرداخته و ایشان اظهار ندامت نمودند. از اینرو است که یهوه, ایزد گیتی و هستی, خطاب به موسی و بنی اسرائیل فرمان داد : قتل مکن ! … این, در حالی است که قرآن فقط قتل مومن مسلمان را تقبیح و تشنیع کرده است و منقول از تورات اهل یهود (مائده/۳۲) خطاب به بنی اسرائیل, قتل انسان را مگر در مواقع افساد فی الارض تقبیح خوانده است.

دین قرآنی و اسلامی, خود حاوی مضامین افساد فی الارض است. منجمله افساد فی الارض اسلامی را می توان به فراست, در آیات شهوترانی و افراط جنسی و شرع تعدد زوجین, تعیین قبله ی تشریکی, در شرع نیایش و تناقض عبادی, سیاستهای تروریستی اسلامی (توبه/۵) در شرع سیاسی و اسلامی,بقای برده داری و تملک انسانی اعم از ابن (پسر) و بنت (دختر), در جایگاه غلامی و کنیزی,همکاری الله و شیاطین برای انحراف یا تحریک مشرکان و کافران (مریم/۸۳), و سایر موارد یافت.

هرگز قرآن را نمی توان پایبند به اصول اخلاقی و عاطفی خود یافت, چنانکه هم آن قرآن در آیه انفال/۱۲ دستور قطع سر و قطع انگشت مشرک, در جنگ را صادر کرده است. بنابراین قرآن دچار تناقض اعتقادی و سیاسی (تقبیح شدید قتل و تشویق به قتل) است که آیات آن, متاثر از نقص و نقض بشری, دارای نقص و نقض بوده است؛ زیرا کمال, فقط متعلق به آفریدگار ثری و سپهر است. قرآن معتقد به قتل خیر و قتل شر است. بی گمان غزوات اسلامی, دارای دو حوزه قتل خیر اسلامی- تهاجمی و قتل شر تکفیری – تدافعی میباشد. مسلمین نیروی تهاجمی و مشرکان نیروی تدافعی داشتند. این در حالی است که از منظر دانش پسیکولوژی و روانشناسی جنایی, پرخاشگری تهاجمی مرضی و پرخاشگری تدافعی غریزی است. لذا پرخاشگری تهاجمی مسلمین, مرضی و پرخاشگری تدافعی مشرکان غریزی بود. مشرکان از عقاید مورد هجمه و حمله خویش مدافعه می نمودند. سپس اهل مکه مجاب به جنگ تدافعی, در برابر جنگ تهاجمی مسلمین در یثرب شدند. از اینرو قتل های شرعی, در دین اسلامی مبنای خشونت تهاجمی و شری داشته است, نه خشونت تدافعی و خیری که نمایانگر عوامفریبی های اسلامی و قرآنی محمدی و اعجمی بوده است.

طبق گفتار قرآن بشری, بین الله, در مقام معبود و هابیل, در مقام عابد تناقض شخصیتی و اعتقادی محرزی پدیدار میباشد؛ چه الله مفتخر, به قتل بشری (انفال/۱۷) و هابیل منزجر از قتل بشری (مائده/۲۸) است. طبق ادعای زید بن ثابت,نویسنده اولیه کتاب قرآن, قتل انسان, در روایت هابیل و قابیل چنان شنیع و قبیح آمده است که حتی هابیل از حق تدافعی غریزی خود برای قتل قابیل بهره برداری نکرده و او دلیل دوری از قتل انسان را هراس از الله خوانده است. این در حالی است که الله در کمال آرامش, به قتل انسان معترف میباشد. البته! اعتراف الله منقول, در سوره انفال/۱۷ خود نمایانگر جهالت و ضعف الله است که همانا آن برترین خدایان عرب را, در ردیف خدایانی مانند زئوس, خدای کوه المپ در عقاید عرفانی و فلسفی یونانی قرار داده است. الله, در قرآن مانند نوع بشری, دارای شخصیت و عواطف است که همانا شخصیت و عواطف حاوی تناقض بوده و کمال را برای آفریدگار و بشر تحقق نمی بخشد, چه شخصیت و عواطف خلقی است, نه الهی. لذا شخصیت و عواطف, شامل نقص و نقض میباشند. بی تردید قرآن, یک اهانت بزرگ, به آفریدگار ثری و سپهر و نقض حقوق بشر بوده است که همانا طبق ماحصل تحقیق و بررسی,بنیانگذار دیانت و شریعت الیگارشی,میلیتاریسمی,دیکتاتوری,استکباری,تروریستی,تشریکی,شهوترانی,برده داری,فئودالیسمی سنتی,کاپیتالیسمی مدرنیتی و بقای فاصله طبقاتی و بقای تهیدستی اجتماعی بوده است که ناهنجاری (آنومی) و نابسامانی را, در عرصه های مختلفه گسترانیده و موجبات اشاعه امراض روحی,روانی,پرخاشگری,افسردگی,شهوترانی,افراط گرایی و تفریط گرایی را, در جامعه ای بشری فراهم می سازد.تردیدی نیست که گستره ی ناهنجاری ها و نابسامانی های تحمیلی , در زندگی,سلامتی و آزادگی ایرانیان از سوی سیاستهای ضد الهی و ضد بشری حکومت اسلامی جمهوری اسلامی, خود گواهی بر آلایندگی قرآن و دین اسلامی و مرضی بودن و انحرافی بودن آن میباشد.

بدیهی است که حکم الله و فرعون – در قرآن – درباره مخالفان نیز یک حکم واحد میباشد و الله و فرعون را در ردیف فکری و شخصیتی واحد قرار داده است. چنانکه الله حکم, به قطع دست و پا به خلاف و اعدام داده است وهمچنین حکم فرعون بر اساس موارد مذکور, قطع دست و پا به خلاف و اعدام میباشد. بنابراین قرآن, تراوش ذهن بشری اعجمی (سلمان فارسی) و عربی (محمد تازی) است که اخلاق و نقض اخلاق و فاقد کمال میباشد که کمال فقط از آن آفریدگار یکتا است.

اسلامیت شیعه با همه بساطش و تاریخ ننگین و منحرف اش, در ایران بایست نابود شود و همچنان اسلامیت سنی بشدت محدودیت یابد, و سپس همه ایرانیان فهیم و مکرم, به آیین حضرت زرتشت, تمیزترین, توحیدی ترین و شاداب ترین ادیان بازگردند که جامعه ایران را پیش از تحمیل جبری و قهری اسلام متوسل به جنگ و جنایت, در چکاد افتخارات فرهنگی و اخلاقی جهان قرار داده بود. …

ماهیت شناسی سپاه پاسداران,ارتش سپاه پاسداران و پلیس سپاه پاسداران

محمد بن عبدالله, پیغمبر کذایی که از ترس شهادت, مثل موش در غار حرا قایم شد و کامیاب مرد!

از منظر پسیکولوژی و روانشناسی, در بخش تیپ شناسی جنایی, قماش طالبان در شرق ایران,سپاه پاسداران در قلب ایران و داعش در غرب ایران, منجمله افراد پسیکوپات,پارانوئیا و دچار اختلال منش میباشند که قرآنیت و اسلامیت یکی از مواد های مخدر و نشئه آنان محسوب می شود. براستی آثار قرآن بر روی چنین قماشی, از قرص اکستازی فراتر و قویتر میباشد و آنان را با فاشیستها و دیکتاتورهای تاریخ و منجمله محمد, چنگیز,هیتلر و موسولینی همراه ساخته است.

بنابراین گروهی مریض الاحوال و مرض الاحوال, زندگی,سلامتی,آزادگی,حقوق مدنی و حقوق بشری مردمان ایران و منطقه ی خاوری را ناگوار و تیره ساخته و فاجعه های ضد بشری انجام داده اند, که منجمله فاجعه ی ادعای پیامبری محمد بن عبدالله از آن دسته از فجایع ضد بشری بزرگ بوده است که متکون نخستین دیکتاتوری امپریالیستی و تروریستی مذهبی, در جهان بشری بوده است. عیسی به اشارت خویش, توجه مردمان را به پیامبری دروغین محمد بن عبدالله معطوف ساخته است, چنانکه ایشان گفته است :
– از پیامبران دروغین برحذر باشید که آنان در لباس میش نزده شما آمده و حال آنکه گرگ درنده میباشند !
محمد بن عبدالله تنهای مدعی دروغین پیامبری بود که پس از عیسی او, در توحش عربستان پرورش یافته بود و حتی جنگهای فجار جاهلانه عربستان را – طی سنین نوجوانی – در کران قریش همراهی کرده بود. او پس از ادعای پیامبری خویش و وام گرفتن نام فرشته ای به نام جبرائیل (فرشته وحی ماریا مادر عیسی) به رسالت و تبلیغات اسلامیت پرداخت و دین خویشرا بر پایه وحدانیت اعجمی (سلمان فارسی) و شرک عربی ( محمدی) و تناقض عقیدتی و عبادی بنیان نهاد. سپس او طی حدود سیزده سال رسالت در مکه در لباس میش به ناعمی و نرمی با مردمان پرداخت و پس از فرار از شهادت و گریز به یثرب, به تشکیل نخستین نیروهای نظامی اسلامی خود پرداخت. آنگاه او با زیرکی سیاسی خویش, لباس میش از تن برگرفت و ماهیت گرگ درنده اش را طی تجاوزات,حملات,خشونت و جنایات هویدا ساخته, به جبر,قهر و شر غیر مسلمان را تار و مار نموده یا اسیر و برده ساخت.

حائز اهمیت آنکه انجیل و قرآن مقتبس از انجیل گواهی داده اند که عیسی در حیات و غیبت بسر می برد و لذا پیامبر زمان و غایب زمان او است. بنابراین عیسی خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا است که دعاوی مسلمین مبنی بر خلافت زمان,ولایت زمان,امامت زمان و غایب زمان را با باور منجی آخرالزمان منتفی و تکلیف اهل انجیل و قرآن را در اینباره روشن ساخته است.

البته! تردیدی نیست که تمیزترین و پاکیزه ترین و شاداب ترین آیین توحیدی صرف, همانا آیین زرتشتی است که البته! همواره اینجانب توجه سایر هموطنان عزیز را برای گرایش به آن آیین برتر معطوف ساخته ام. آیین زرتشتی, آرامش و آسایش معنوی و دین اسلامی,چالش و تنش معنوی است. آیین زرتشتی سپیدی و دین اسلامی سیاهی است. آیین زرتشتی,آزادگی است و دین اسلامی برده گی است. آیین زرتشتی توحیدی است و دین اسلامی, تشریکی است و … .

نوشته محمد مصدق – متولد تهران – دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ شمسی

درباره newinsight

اینجانب محمد مصدق, متولد شهرستان تهران میباشم! نویسنده,منتقد و مبارز مستقل,در سرزمین تحت سلطه دیو صفتان اسلامی ! من زندگی خود را مرداد ماه سال 1350 شمسی, در منطقه نیروی هوایی تهران آغاز کردم و سن شش سالگی پس از آزمون هوش, در مدرسه اول ابتدایی فارابی نیروی هوایی راه یافتم؛ ولی خرده سالی بیش نبودم که اینتلیجنس سرویس انگلیس به دستور دستگاه پادشاهی انگلیس و به یاری عناصر ایرانی بسیج مستضعفان و کمیته انقلاب اسلامی, به توطئه و دسیسه علیه اینجانب پرداخت و دگربار فقر فرهنگی و شخصیتی بربریستی خود را در جهان بشری هویدا ساخت که البته! دادخواست و شکایات اینجانب علیه جمهوری اسلامی ایران و دولت و سلطنت انگلیس به مراجع ذیصلاح حقوق بشری و دیوان دادگستری بین المللی تسلیم شده است. بدینسان پادشاهی الیگارشی و آمورالیستی انگلیس, دگربار انتقامجویی و کینه توزی خود را علیه نهضت ملی ایران و ملی شدن نفت ایران و ملی گرایی در ایران تکرار نمود و ثبات جمهوری اسلامی,مجری سیاستهای ضد ایرانی, ضد الهی و ضد بشری را با حمایت های خود تامین کرد. اینجانب سالیان متمادی مشغول مبارزه با دیو صفتان داعشی شیعی, در داخل کشور ایران بوده ام و قوای تبهکار و فاسد حکومت جمهوری اسلامی را بشدت به چالش کشیده ام و حتی سید علی خامنه ای را در برابر مشیت الهی به زانو افکنده ام. اینجانب طی هدایت الهی و ملکوتی در عنفوان جوانی است که رسالت خود مبنی بر اعلام آیین و فرامین راستین موسی پیامبر را با انتشار فرامین ایشان و چاپ و نشر کتاب خود به نام راهی بسوی راستی به انجام رسانیده ام و عیسی را براستی خاتم النبیین و خاتم الشهدا خوانده ام که طبق آگاهی الهی و ملکوتی بدین حقیقت دست یازیده ام و صلیب عیسی را جایگاه شهادت انسانی دانسته ام که کمال اخلاقی را از مسیر کمال عاطفی تحقق بخشیده است و در مسیر ابلاغ حقیقت و دیانت راستین الهی و ابراز محبت به هم نوعان خویش جان به جان آفرین تسلیم نموده است گرچه اکنون ادیان و کتب آنها بشری میباشند, ولی بهترین گزینه برای هر ایرانی خردمندی را آیین توحیدی زرتشتی تامین می کند , باری بر دوشی کسی ننهاده است و همه پند و اندرز آن پندار نیک,گفتار نیک و کردار نیک میباشد. آیین زرتشتی,توحیدی و دین اسلامی, تشریکی تهیه شده اند و لذا عطف به نیاز افزایش عرق ملی ما را مجاب می سازد که ایرانیان به آیین اجدادی خویش مراجعت نمایند؛ چه دین اسلامی,جبر,قهر و شر و آیین زرتشتی,فر,مهر و فروز است. هر اجتماعی بشری در بحبوحه های سیاستهای زندگی,دنیوی و مادی - در حوزه های مختلفه سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی - نیاز به تکیه گاهی معنوی دارد که همت و ترغیب خویشرا در حفظ سلامت و امنیت روحی,روانی,جسمی و جنسی و رعایت صحت و سلامت قواید حیات,منزلت و کرامت بنماید؛ بنابراین آیین زرتشتی به گواه تاریخ ایران زمین است که جامعه ایرانی را در چکاد افتخارات,سلامت و امنیت معنوی محفوظ داشته بود. هر جامعه ای در مقطعی از زمان بدلیل پیروی کورکورانه و منظلمانه جامعه از دینی و مذهبی, دچار ظلمی و ستمی شده است؛ زیرا ادیان کمال ندارند و حاوی نقص و نقض میباشند؛ ولی از سوی دیگر هدایت,مطالعات,تحقیقات و نظارت همگانی و دایمی بر تحرکات مذهب و ماهیت مذهب و حفظ حق تجدید نظر اصلاحی, در کلیات و جزئیات مذهب و شخصیت, از بروز عقاید و کردار انحرافی,دیکتاتوری و ستمگری مذهبی,سیاسی,فرهنگی و اجتماعی ممانعت می ورزد. بنابراین ادیان, نیازمند کنترل افکار و عقاید مثبت اجتماعی میباشند که فیلترینگ مثبت بر محتوای آنها اعمال گردد و ادیان در حیطه عقل,منطق,احساس و دانش نیکوکار و مهرورز سالم سازی شوند. اینجانب در سال 1380 شمسی و متعاقب حادثه ناگوار کوی دانشگاه در سال 1378 شمسی - طی فراخوان جناب آقای قائم مقامی, مجری رادیو ایران - در برخی تجمعات بر حق اعتراضی و حمایتی شرکت فعالی جستم و سالهای اخیر به دفعات دستگیر و حتی ضرب و شتم شده ام و همواره از ملی گرایی, عدالتخواهی و آزادگی پیروی کرده ام و ایران را تحت اشغال نامردمان و ناجوانمردان جاهل,دشمن و خائن خوانده ام که پیرو جنون قرآنی و جنون شخصیتی و روانی میباشند. زندگی در طبیعت گیلان به من آموخته است که پیروی از قوانین طبیعی, پیروی از اعتدال است و انسانها را راهنمای بسیار نیکویی است که آیین طبیعی, برترین آیین الهی است که حتی موارد نقص و نقض ادیان را برای ما هویدا می سازد. ادیان حاوی تلفیق اخلاق و نقض اخلاق و تلفیق حق و باطل میباشند و لذا نقص و نقض ادیان بدلیل آفرینش دارای نقص و نقض جهان,جانداران,انسان, عقل,منطق و دانش میباشد که فقط آفریدگار دارای کمال است. ... اکنون ایران تحت سلطه دیکتاتوری اسلامی میباشد و آزاد اندیشی در سرزمین ما بشدت سرکوب و منکوب می شود و آزادی تنها برای افراد ضد الهی, ضد بشری و ضد اجتماعی قانونی است که نیروهای مذهبی - سیاسی,تروریستی,تشریکی و انحرافی را تشکیل داده اند و الیگارشی مذهبی و سرمایه داری مذهبی را حمایت کرده اند و جامعه ایرانیان را در چالش و تنش فراوان غوطه ور ساخته اند. اسلامگراها,روسها و انگلیسیها, بازیگران اصلی سیاست در تعیین مقدرات کشور ایران بوده اند و اکنون ایران و سوریه خط مقدم روسیه علیه آمریکا و غرب میباشد و ایرانیان قربانی ستمپذیری شخصیتی و دعوای امپریالیستی و استکباری داخلی و خارجی بوده اند. اینجانب پاسخگوی شما عزیزان در اسرع وقت میباشم ! با سپاس و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما عزیزان ! mosaddegh.iran@gmail.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

عیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهداعیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهدا

عیسی خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا

عیسی پیامبر خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا است عیسی پیامبر سید الشهدا است ...

قرآن, دین بی عدالتی است

درباره ماهیت واقعی کمیته امداد امام خمینی –  قرآن و اسلام, دین ...