خانه / عکس اسلایدر / قرآن, دین بی عدالتی است

قرآن, دین بی عدالتی است

درباره ماهیت واقعی کمیته امداد امام خمینی – 

قرآن و اسلام, دین بی عدالتی است و ثمره ای نداشته است – 

سیاست موازی سازی های جمهوری اسلامی در ایران – 



یک مطلب کوتاه تهیه کرده ام که خدمت شما عزیزان ارائه می دهم  !

آیت الله خمینی پیش از انقلاب ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۷شمسی) در ایران و متاثر از عقاید قرآنی و اسلامی, در کتاب حکومت اسلامی (ولایت فقیه ( چنین نوشته است :

  • اسلام مشکله فقر را حل کرده و در راس برنامه خود قرار داده است : انما الصدقات الفقراء … . اسلام توجه داشته که باید اول کار فقراء را اصلاح کرد. کار بیچاره ها را اصلاح نمود, لیکن نمی گذارند که عمل شود. ( حکومت اسلامی,چاپ ۱۳۵۰ شمسی,صفحه ۱۶۷)

نخست بایست از کلام فوق الذکر آیت الله خمینی, سطح سواد اقتصادی و برنامه ریزی او را, در حوزه دانش اقتصادی برای رفع محرومیت و فقر, در جامعه ای بشری دریافت. دوم بایست از کلام فوق الذکر آیت الله خمینی, سطح سواد دینی و شرعی او را, در حوزه قرآنی و اسلامی برای رفع محرومیت و فقر, در جامعه ای بشری دریافت, چنانکه او را, در درک و درایت ماهوی قرآن ضعیف می یابیم ! چه سازندگان آیات قرآن – اعم از اعجمی و محمدی – در متن دین قرآنی و اسلامی, به ابقای فاصله طبقاتی معتقد بودند؛ از اینرو است که قرآن (تازی نامه ی محمدی) تمکن و افلاس را مشیت الله خوانده, به ابقاء فئودالیسم سنتی (ارباب – رعیتی) و کاپیتالیسم مدرنیتی (سرمایه داری تئوکراسی), در محتوای مضامین قرآنی و اسلامی پرداخته اند. آیات قرآن برتر بودن و بالاتر بودن برخی نسبت به بعضی دیگر را مشیت الله خوانده است؛ یعنی, الله دخیل, در حفظ فاصله طبقاتی و برده داری بوده است.

  • وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ – الله بعضی از شما را بر بعضی دیگر از نظر روزی برتری داد. (نحل/۷۱)
  • وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ کَذَلِکَ سَخَّرْنَاهَا – و مستمندان قانع و فقیران را نیز از آن اطعام کنید! این گونه ما آنها را مسخرتان ساختیم. (حج/۲۶)
  • أَهُمْ یقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَینَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیا – آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا برخی, بعضی دیگر را تسخیر نمایند. (زخرف/۳۲)

هر خردمندی و اندیشمندی – در کمال آزادگی فکری,تحقیقی و علمی – از آیات فوق الذکر قرآن استنتاج می نماید که قرآن اعجمی و محمدی و روحانیون سنی و شیعی, باورمند به بی عدالتی در عرصه ی خلقی از سوی آفریدگار جهان و جانداران میباشند و لذا حکومتهای اسلامی از عصر صدر تا عصر حاضر, هیچگونه تلاشی و جهدی, در راستای ارتقاء سطح کیفی و کمی حوزه های مختلفه ی سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی نداشته و نهاد رسمی سیاسی خود را بر اساس حفظ بی عدالتی اسلامی و شرعی مقرر کرده اند. بنابراین هیچگاه وضعیت ممالک اسلامی, بهتر از وضعیت ممالک مسیحی و یهودی و حتی جینیزمی و بودایی نبوده است.

طبق تحقیقات آزاد بفراست محرز گشته است که دین قرآن بر اساس تلفیق اخلاق و نقض اخلاق و تلفیق حق و باطل ساخته و پرداخته شده است که کمال و تکامل در حوزه های سیاسی,اقتصادی,اجتماعی,فرهنگی,تربیتی و علمی را فراهم نساخته و همراه نقص و نقض عرضه شده است؛ از اینرو دین قرآن, به بی عدالتی وجهه ی الهی و شرعی بخشیده است. البته ! تردیدی وارد نیست که جهان آفرینش و جهان جانداران, در کمال نبوده و همراه با نقص و نقض حیات داشته اند؛ زیرا تنها آفریدگار جهان و جانداران کمال دارد, که همانا او عدالت نسبی و نه قطعی را مقرر کرده است. این در حالی است که نوشته های مشهود قرآن, دلالت بر اعتقاد به بی عدالتی در حوزه های مختلفه ی سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی دارد و هر گونه عدالت نسبی و عدالت قطعی را نفی کرده است. اینجانب بصورت مستند و مختصر متن بی عدالتی قرآن را تبیین می سازم.

  1. قرآن در عرصه ی سیاسی, تروریسم : اعتقاد به سیاستهای جنحی و جنایی (توبه/۵) را مشروعیت بخشیده است.
  2. قرآن در عرصه ی اقتصادی, فئودالیسم : اعتقاد به ارباب و رعیتی (نحل/۷۱) را مشروعیت بخشیده است.
  3. قرآن در عرصه ی اجتماعی, اسلاوریسم : اعتقاد به برده داری (زخرف/۳۲) را مشروعیت بخشیده است.
  4. قرآن در عرصه ی فرهنگی, دیسکریمیناسیونیسم : اعتقاد به تبعیض (نساء/۱۱) را مشروعیت بخشیده است.
  5. قرآن در عرصه ی دینی, دگماتیسم : اعتقاد به تعصب گرایی (توبه/۲۸) را مشروعیت بخشیده است.
  6. قرآن در عرصه قضایی, هیتنیسم : اعتقاد به توحش جنحی و جنایی (مائده/۳۳) را مشروعیت بخشیده است.

بسا جهت مستند سازی بیشتر تبعیض, در متن قرآن اعجمی و محمدی الزامی باشد که نمونه های دیگری را بصورت اختصار بنگارم که خواننده ارجمند بیشتر با محتوای تبعیض اسلامی آشنایی یابد.

  1. تبعیض تعدد زوجین بین پیامبر اسلام و یک مسلم ( مراجعه به نساء/۳ و احزاب/۵۰)
  2. تبعیض سهم ارث بین یک دختر و یک پسر (مراجعه به نساء/۱۱)

با استناد به مطالب فوق الذکر می توان اکنون استنتاج نمود که رژیم اسلامی جمهوری اسلامی و کمیته امداد امام خمینی, سپاه پاسداران,بسیج مستضعفان و سایر ارگانها و نهادهای اسلامی, بر اساس نقص و نقض عدالت از سوی قرآن اعجمی و محمدی و نقص و نقض شخصیت و عواطف رهبری, اسلامی و حزب اللهی سیاستگذاری شده اند. از اینرو است که پس از حدود ۳۹ سال از استقرار رژیم جمهوری اسلامی, جنگ تحمیلی آخوندی و فلسطین بازی و سیاست بازی هسته ای, آقای پرویز فتاح رئیس وقت کمیته امداد امام خمینی بصراحت از افزایش روز افزون فقر و فقرا, در جامعه ایران سخن رانده است و حال آنکه سران و عمال آخوندی, اسلامی و حزب اللهی, در آسایش و آرامش و مردمان و مستمندان, در چالش و تنش بسر برده اند که همانا یک تبعیض محرز دیگر, در حکومت اسلامی و ولایی محسوب می گردد.

بدیهی است که سیاستگذاری آیت الله خمینی برای تشکیل کمیته امداد امام خمینی, به موازات سازمان بهزیستی,  تشکیل رژیم طبقاتی اقتصادی و اجتماعی اسلامی و زیادتی بی عدالتی اسلامی بر اساس آموزه های قرآنی و اسلامی و مرض های روانشناختی شخصی و مذهبی بوده است. همواره این سیاستگذاری اسلامی, سادیسمی و مرضی صدقه ای برای تشکیل رژیم طبقاتی اقتصادی و اجتماعی اسلامی, اعم از فئودالیسم سنتی و کاپیتالیسم مدرنیستی مورد استعمال قرار گرفته است که جهت حفظ رژیم طبقاتی اقتصادی و اجتماعی اسلامی, تعامل مدیریتی بین حکومت اسلامی,نهاد صدقه ای و نهاد قضایی تحقق یافته است؛ یعنی, حکومت اسلامی, در کمال بی عدالتی قرآنی و اسلامی, به فقر گستری و هنجار شکنی پرداخته و نهاد صدقه ای اسلامی و نهاد قضایی اسلامی, فقر گستری و هنجار شکنی حکومت اسلامی را علیه فقیر شدگان و فقیر ماندگان,بزه شدگان و بزه ماندگان مدیریت می کنند.

بزرگترین دستاورد کمیته امداد امام خمینی, ایجاد فرصت و امنیت اشتغال زاید و زندگی آسوده با درآمد مکفی سرشار برای رئیسان و مرئوسان نهاد صدقه ای خود بوده است و آسیب دیدگان, نیازمند شدگان و نیازمندان فقط از پسماند درآمد چنین نهادهای صدقه ای و خیریه ای بهره برده اند, بطوریکه اکنون یک آسیب دیده و نیازمند شده, ماهیانه سی هزار تومان مستمری دریافت می کند که حتی جهت تامین رزق ماهیانه یک گربه یا یک سگ کفاف نمی دهد, مگر اهانت به شعور یک ملت و یک جمعیت مستضعف !

از آنجائیکه حکومت اسلامی و ولایی جمهوری اسلامی بر اساس سیاستهای قرآنی و اسلامی, اعتقاد, به عدالت گستری و عدالتخواهی نداشته و  رسالت تاریخی خشونت,جنگ و سرکوب را بعهده داشته است؛ اشتغالزایی در بخش دولتی و خصوصی را تامین نکرده است و این رسالت ساماندهی شغلی و اجتماعی را, به کمیته امداد امام خمینی واگذار کرده است. سیاست حکومت اسلامی و ولایی جمهوری اسلامی, به یاری درآمدهای سرشار صدقه ای و بیت المالی کمیته امداد امام خمینی, جنبه های تبلیغاتی اشتغالزایی را برای خوراک تبلیغاتی رسانه ای و اجتماعی داخلی و خارجی با هدف فریبکاری و دماگوژی مد نظر قرار داده است و یک ملت را با محدود اشتغالزایی, در حوزه صنایع دستی, دامپروری و چنین مشاغل باستانی و سنتی, از پیشرفتهای مدرنیستی,صنعتی,تولیدی و رفاهی و ترقی ملی,میهنی و اجتماعی بازداشته است.

کمیته امداد امام خمینی به موازات سازمان بهزیستی یک اسراف و اجحاف دیگر حکومت اسلامی و ولایی بوده است که بار گزاف هزینه های کلان مدیریتی و اداری آن را بر عهده ملت آسیب دیده ایران قرار داده است. چنین موارد اسراف و اجحاف را می توان, در سپاه پاسداران به موازات ارتش, برج میلاد به موازات برج شهیاد و فرودگاه مهرآباد به موازات فرودگاه امام خمینی و بسیج مستضعفان به موازات نهادهای اجتماعی ایران یافت که البته! موارد اسراف و اجحاف سیاسی,اقتصادی,اجتماعی,قضایی و فرهنگی حکومت جمهوری اسلامی, بسیار گسترده تر میباشد., چه اسراف و اجحاف, در حوزه های آخوندی و جماران آقای خامنه ای بصورت گسترده در حال وقوع بوده است. جمهوری اسلامی, در راستای بستر سازی نفوذ و سوء استفاده های کلان خائنانه داخلی و دشمنانه خارجی و اسراف گرایی و اجحاف گرایی, ساختار حکومت و دولت خود را با توجیه ها و بهانه ها یا برنامه ها, مانند سلولهای سرطانی گسترش داده و ثروت مملکت و جیب ملت را جهت خودی و اجنبی بلعیده است. قرآن اعجمی و محمدی درباره چنین وضعیت مشابه جمهوری اسلامی سفارش کرده است :

  • وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ (الشعراء/۱۵۱) و فرمان مسرفین را اطاعت نکنید ! الَّذِینَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یصْلِحُونَ (الشعراء/۱۵۲) همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند !

هموطنان گرامی و هم نوعان گرامی, دین اعجمی و محمدی قرآن, بر اساس بی عدالتی و ناهنجاری بنیان نهاده شده است, چنانکه عامل گسترش ناهنجاری روانشناختی روحی,روانی,افسردگی,عصبی و پرخاشگری, در جامعه ی ایران بوده است.اگر براستی مردمان ایران خواستار یک وضعیت بهتر معنوی و مادی, در همه حوزه های سیاسی,اقتصادی,اجتماعی,فرهنگی و علمی میباشند, الزامی است که قاطبه آنان, از قرآنیت, اسلامیت و روحانیت استثمارگر و عناصر و رذالت ضد خدا و ضد بشر آنها عبور کرده و فرهنگ,معنویت,اخلاقیت,انصاف,محبت,عدالت و کرامت فردی,اجتماعی و ملی خویشرا با درایت و علمیت بازسازی نمایند و خویشتن را از دین تفریطی,افراطی,جنحی,جنایی,شهوترانی,تروریستی,دیکتاتوری,برده داری و تبعیضی برهانند.

استفاده از متن کامل برای تنویر افکار عمومی بدون درج نام نویسنده آن, آزاد میباشد !

محمد مصدق – ایران – گیلان – پنجشنبه ۲۱ تیر ماه ۱۳۹۷ شمسی 

 

درباره newinsight

اینجانب محمد مصدق, متولد شهرستان تهران میباشم! نویسنده,منتقد و مبارز مستقل,در سرزمین تحت سلطه دیو صفتان اسلامی ! من زندگی خود را مرداد ماه سال 1350 شمسی, در منطقه نیروی هوایی تهران آغاز کردم و سن شش سالگی پس از آزمون هوش, در مدرسه اول ابتدایی فارابی نیروی هوایی راه یافتم؛ ولی خرده سالی بیش نبودم که اینتلیجنس سرویس انگلیس به دستور دستگاه پادشاهی انگلیس و به یاری عناصر ایرانی بسیج مستضعفان و کمیته انقلاب اسلامی, به توطئه و دسیسه علیه اینجانب پرداخت و دگربار فقر فرهنگی و شخصیتی بربریستی خود را در جهان بشری هویدا ساخت که البته! دادخواست و شکایات اینجانب علیه جمهوری اسلامی ایران و دولت و سلطنت انگلیس به مراجع ذیصلاح حقوق بشری و دیوان دادگستری بین المللی تسلیم شده است. بدینسان پادشاهی الیگارشی و آمورالیستی انگلیس, دگربار انتقامجویی و کینه توزی خود را علیه نهضت ملی ایران و ملی شدن نفت ایران و ملی گرایی در ایران تکرار نمود و ثبات جمهوری اسلامی,مجری سیاستهای ضد ایرانی, ضد الهی و ضد بشری را با حمایت های خود تامین کرد. اینجانب سالیان متمادی مشغول مبارزه با دیو صفتان داعشی شیعی, در داخل کشور ایران بوده ام و قوای تبهکار و فاسد حکومت جمهوری اسلامی را بشدت به چالش کشیده ام و حتی سید علی خامنه ای را در برابر مشیت الهی به زانو افکنده ام. اینجانب طی هدایت الهی و ملکوتی در عنفوان جوانی است که رسالت خود مبنی بر اعلام آیین و فرامین راستین موسی پیامبر را با انتشار فرامین ایشان و چاپ و نشر کتاب خود به نام راهی بسوی راستی به انجام رسانیده ام و عیسی را براستی خاتم النبیین و خاتم الشهدا خوانده ام که طبق آگاهی الهی و ملکوتی بدین حقیقت دست یازیده ام و صلیب عیسی را جایگاه شهادت انسانی دانسته ام که کمال اخلاقی را از مسیر کمال عاطفی تحقق بخشیده است و در مسیر ابلاغ حقیقت و دیانت راستین الهی و ابراز محبت به هم نوعان خویش جان به جان آفرین تسلیم نموده است گرچه اکنون ادیان و کتب آنها بشری میباشند, ولی بهترین گزینه برای هر ایرانی خردمندی را آیین توحیدی زرتشتی تامین می کند , باری بر دوشی کسی ننهاده است و همه پند و اندرز آن پندار نیک,گفتار نیک و کردار نیک میباشد. آیین زرتشتی,توحیدی و دین اسلامی, تشریکی تهیه شده اند و لذا عطف به نیاز افزایش عرق ملی ما را مجاب می سازد که ایرانیان به آیین اجدادی خویش مراجعت نمایند؛ چه دین اسلامی,جبر,قهر و شر و آیین زرتشتی,فر,مهر و فروز است. هر اجتماعی بشری در بحبوحه های سیاستهای زندگی,دنیوی و مادی - در حوزه های مختلفه سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی - نیاز به تکیه گاهی معنوی دارد که همت و ترغیب خویشرا در حفظ سلامت و امنیت روحی,روانی,جسمی و جنسی و رعایت صحت و سلامت قواید حیات,منزلت و کرامت بنماید؛ بنابراین آیین زرتشتی به گواه تاریخ ایران زمین است که جامعه ایرانی را در چکاد افتخارات,سلامت و امنیت معنوی محفوظ داشته بود. هر جامعه ای در مقطعی از زمان بدلیل پیروی کورکورانه و منظلمانه جامعه از دینی و مذهبی, دچار ظلمی و ستمی شده است؛ زیرا ادیان کمال ندارند و حاوی نقص و نقض میباشند؛ ولی از سوی دیگر هدایت,مطالعات,تحقیقات و نظارت همگانی و دایمی بر تحرکات مذهب و ماهیت مذهب و حفظ حق تجدید نظر اصلاحی, در کلیات و جزئیات مذهب و شخصیت, از بروز عقاید و کردار انحرافی,دیکتاتوری و ستمگری مذهبی,سیاسی,فرهنگی و اجتماعی ممانعت می ورزد. بنابراین ادیان, نیازمند کنترل افکار و عقاید مثبت اجتماعی میباشند که فیلترینگ مثبت بر محتوای آنها اعمال گردد و ادیان در حیطه عقل,منطق,احساس و دانش نیکوکار و مهرورز سالم سازی شوند. اینجانب در سال 1380 شمسی و متعاقب حادثه ناگوار کوی دانشگاه در سال 1378 شمسی - طی فراخوان جناب آقای قائم مقامی, مجری رادیو ایران - در برخی تجمعات بر حق اعتراضی و حمایتی شرکت فعالی جستم و سالهای اخیر به دفعات دستگیر و حتی ضرب و شتم شده ام و همواره از ملی گرایی, عدالتخواهی و آزادگی پیروی کرده ام و ایران را تحت اشغال نامردمان و ناجوانمردان جاهل,دشمن و خائن خوانده ام که پیرو جنون قرآنی و جنون شخصیتی و روانی میباشند. زندگی در طبیعت گیلان به من آموخته است که پیروی از قوانین طبیعی, پیروی از اعتدال است و انسانها را راهنمای بسیار نیکویی است که آیین طبیعی, برترین آیین الهی است که حتی موارد نقص و نقض ادیان را برای ما هویدا می سازد. ادیان حاوی تلفیق اخلاق و نقض اخلاق و تلفیق حق و باطل میباشند و لذا نقص و نقض ادیان بدلیل آفرینش دارای نقص و نقض جهان,جانداران,انسان, عقل,منطق و دانش میباشد که فقط آفریدگار دارای کمال است. ... اکنون ایران تحت سلطه دیکتاتوری اسلامی میباشد و آزاد اندیشی در سرزمین ما بشدت سرکوب و منکوب می شود و آزادی تنها برای افراد ضد الهی, ضد بشری و ضد اجتماعی قانونی است که نیروهای مذهبی - سیاسی,تروریستی,تشریکی و انحرافی را تشکیل داده اند و الیگارشی مذهبی و سرمایه داری مذهبی را حمایت کرده اند و جامعه ایرانیان را در چالش و تنش فراوان غوطه ور ساخته اند. اسلامگراها,روسها و انگلیسیها, بازیگران اصلی سیاست در تعیین مقدرات کشور ایران بوده اند و اکنون ایران و سوریه خط مقدم روسیه علیه آمریکا و غرب میباشد و ایرانیان قربانی ستمپذیری شخصیتی و دعوای امپریالیستی و استکباری داخلی و خارجی بوده اند. اینجانب پاسخگوی شما عزیزان در اسرع وقت میباشم ! با سپاس و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما عزیزان ! mosaddegh.iran@gmail.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

قرآن افساد فی الارض است20

قرآن,افساد فی الارض است

قرآن , افساد فی الارض است ! (الله, زئوس اسلامی)  الله مفتخر ...

عیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهداعیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهدا

عیسی خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا

عیسی پیامبر خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا است عیسی پیامبر سید الشهدا است ...