خانه / عکس اسلایدر / ماهیت شخصیتی امام هشتم شیعیان

ماهیت شخصیتی امام هشتم شیعیان

ماهیت شخصیتی امام هشتم شیعیان

فرزان مصدق | پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۸ ب.ظ

ماهیت شخصیتی امام هشتم شیعیان

قصر زرین استخوانهای امام رضا تازی در مشهد

استخوان امامان در قصر زرین و انسان و زندگان در فقر سنگین

علی نام او است.کنیت او را ابوالحسن و لقب اش را رضا خوانده اند. رضا، امام هشتم فرقه اثنی عشری است که فرزند حسن عسگری، امام هفتم فرقه شیعه میباشد. تاریخ تولد او را، در سال ۱۴۸ هجری قمری، در شهر مدینه آورده اند. پس از سالیانی علی بن موسی الرضا، به فرمان مامون، خلیفه عباسی راهی خراسان شد. او از مسیر شهرهای مدینه، بصره، کوفه، بغداد و قم راهی خراسان شد. علی بن موسی رضا، در شهر مرو سکنا گزید. او، در مرقد زرین، واقع، در شهر مشهد، مد‌‌فون شده است.

علی بن موسی رضا، در برهه خلافت مامون می‌زیست. در سراسر روایات شیخ عباس قمی، در نوشته منتهی الآمال، رضا، شخصیت تسلیم، در برابر شخصیت مستکبر مامون دارد. بدینسان روایات، او را فردی ترسو و عاجز می‌خوانند که آلت دست مامون، خلیفه عباسی است:

۱-مامون به جبر و اصرار، رضا را به خراسان فراخواند

۲-مامون به جبر واصرار، رضا را ولایتعهد خود نمود

۳-مامون به جبر واصرار، رضا را، در مجالس خود فراخواند

۴-مامون به جبر واصرار، ام حبیبه، دخترش را به رضا بخشید

۵-مامون به جبر واصرار، رضا را پیشوای نماز عید فطر نمود

۶-مامون به جبر و اصرار، خوشه انگور مسموم را به رضا داد

رفتارهای رضا، امام هشتم فرقه اثنی عشری، رفتاری تسلیم، در برابر مامون عباسی بود. افساد، در دربار مامون عباسی عیان بود؛ چنانکه او، محمد امین، برادر خود را بخاطر تحصیل خلافت و ولایت سر بریده بود. شیخ عباس قمی، در متن منتهی الآمال، اظهار تسلیم رضا را ، در برابر مامون چنین شرح داده است.

« [مامون خطاب به علی بن موسی رضا گفت] : به خدا سوگند که اگر ولایت عهد مرا قبول نکنی گردنت را بزنم! حضرت [رضا] فرمود که حق تعالی نفرموده است که من خود را به مهلکه اندازم هر گاه جبر می‌نمایی قبول می‌کنم … . » شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، جلد دوم

فرمان رضا، در سخن مذکور از فرامین قرآن نمی‌تراود؛ بلکه تفسیری و سفسطه ای از سوی علی بن موسی رضا برای پنهان ساختن ناتوانی و ترس خویش از جان دادن است. از روایت شیخ قمی می‌تراود که رضا، تسلیم ظالمه شده است. او از شهادت می‌گریزد. اما فرهنگ قرآن، تسلیم (اسلم)، در برابر الله و شهادت است نه تسلیم، در برابر ظالمه و حقارت. سخن مذکور می‌نمایاند که علی بن موسی رضا برای حفظ جان خویش می‌کوشید :

« و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم الله کند قطعا، در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى الله است» قرآن، لقمان/۲۲ – نساء/۱۲۵

 سخنان پیشین، مقدمه ای برای اثبات نقض یکی از فرامین قرآن و الله از سوی رضا، امام هشتم فرقه اثنی عشری بود. علی بن موسی رضا، در برابر جبر و اصرار خلیفه عباسی تسلیم می‌شد؛‌ پس او، در آن واحد، تسلیم امر الله و ظالمه بود. همچنین او به، مجالست با مامون و حضور، در ضیافت درباری اقدام می‌نمود. اما آیت ذیل اثبات می‌کند که علی بن موسی رضا ناقض حکم قرآن است :

«از الله پروا کنید و مرا اطاعت کنید – و امر مسرفین را اطاعت نکنید – آنان که ، در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند» قرآن، شعراء/۱۵۰-۱۵۲

آنچه از روایات اهل شیعه می‌تراود، همه متحد القول اذعان میدارند که علی بن موسی رضا پیشتر واقف، به مسموم شدن و شهید شدن خود توسط مامون بود. اما حائز اهمیت آنکه روایت شیخ عباس قمی، در کتاب منتهی الآمال، نمایان می‌سازد که علی بن موسی رضا، در آخرین مجالست خویش با مامون، در پی اصرار خلیفه عباسی برای تناول خوشه انگور، واقف به، مسموم بودن میوه بود. پس او با علم بر اینکه خوشه انگور مسموم است، اقدام، به تناول آن نمود. از سوی  دیگر سخنی از سوی مامون، خود ظن علی بن موسی رضا را قرین، به یقین نموده بود که، در متن ذیل وارد شده است. کسی که با علم بر مسموم بودن میوه ای، آن را تناول نمود، مرگ او را درنوردد، بی گمان خودکشی کرده است؛ چه قرآن بدفعات آورده است که الله، به کسی ستمی نمی کند :   

« چون مامون از قبول خلافت آن حضرت مایوس گردید گفت : هرگاه که خلافت را قبول نمی کنی پس ولایت عهد مرا قبو کن که بعد از من خلافت با تو باشد، حضرت فرمود که پدران من مرا خبر دادند از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که من پیش از تو از دنیا بیرون خواهم رفت و مرا به زهر ستم شهید خواهند کرد و بر من ملائکه آسمان و ملائکه زمین خواهند گریست و در زمین غربت در پهلوی هارون الرشید مدفون خواهم شد … » شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، جلد دوم

« چون روز دیگر حضرت امام رضا علیه السلام نماز بامداد را ادا نمود جامه های خویش را پوشید و در محراب نشست و منتظر می‌بود تا غلامان به طلب وی آمدند آنگاه کفش خود را پوشید و ردای مبارک خود را بر دوش افکند و به مجلس مامون درآمد و من در خدمت آن حضرت بودم. در آن وقت طبقی چند از الوان میوه ها نزد وی نهاده بودند و او خوشه انگوری را که زهر را به رشته در بعضی از دانه های آن دوانیده بودند در دست داشت و بعضی از آن دانه ها که به زهر نیالوده بودند از برای رفع تهمت، زهر مار می‌کرد. چون نظرش بر آن حضرت افتاد مشتاقانه از جای خود برخاست و دست در گردن مبارکش انداخت و میان دو دیده آن قره العین مصطفی را بوسید و آنچه از لوازم اکرام و احترام ظاهری بود دقیقه ای فرو نگذاشت. آن جناب را بر بساط خود نشانیده و آن خوشه انگور را به وی داد و گفت : یابن رسول الله ‍! از این نکوتر انگور ندیده ام. حضرت فرمود که شاید انگور بهشت از این نکوتر باشد. مامون گفت : از این انگور تناول نما. حضرت فرمود که مرا از خوردن این انگور معاف دار. مامون مبالغه بسیار کرد و گفت البته می‌باید تناول نمود. مگر مرا متهم می‌داری با این همه اخلاص که از من مشاهده می‌نمایی؟ این چه گمان ها است که به من می‌بری . و آن خوشه انگور را گرفته دانه چند از آن خورد باز به دست آن جناب داد و تکلیف خوردن نمود. آن امام مظلوم چون سه دانه از آن انگور زهر آلود تناول کرد حالش دگرگون گردید و باقی خوشه را بر زمین افکند و متغییر الاحوال از آن مجلس برخاست. مامون گفت : یابن عم! به کجا می‌روی ؟ فرمود : به آنجا که مرا فرستادی! و آن حضرت حزین و غمگین و نالان سر مبارک پوشیده از خانه مامون بیرون آمد. » شیخ عباس قمی – منتهی الآمال،جلد دوم

« اى کسانى که ایمان آورده‏اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا الله همواره با شما مهربان است – و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند به زودى وى را در آتشى درآوریم و این کار بر الله آسان است» قرآن، نساء/۲۹-۳۰

شخصیت سازی تحریفی امام رضا در فیلم ولایت عشق

اکنون می‌توان از سخنان فوق الذکر استنتاج نمود که علی بن موسی رضا یکی دیگر از فرامین قرآن را نقض کرده است که ناهی خودکشی میباشد.عیسی نبی، مظلوم ترین و معصوم ترین نوع بشری را دشمنان دستگیر نموده، مصلوب کردند؛ اما علی بن موسی رضا دانسته یا ندانسته خودکشی نمود. بواقع چنین سرنوشت را می‌توان، در غروب زندگی سقراط یافت که محکوم، به مرگ توسط نوشیدن جام شوکران شد. رفتار سقراط نیز خودکشی محسوب می‌شود. اما بنده هرگز درباره اجرت یا عقوبت رفتار ایشان داوری نمی‌کنم؛ چه داوری از آن آفریدگار یکتا است؛ اما آفریدگار وسعت رحمت و وسعت مغفرت دارد. پس سزاوار است که هر کسی امیدوار، به الطاف و عنایات خداوند باشد. آفریدگار یکتا الطاف و عنایات خویشرا حتی از مقصران و خطاکاران دریغ نمی‌ورزد. راویان و محدثان اسلامی و دینی، در شخصیت سازی مهارت خاصی داشته اند. متولیان فرقه شیعی، سعی، در شخصیت سازی برای امامان خود، در قالب معصومیت و مظلومیت داشته اند. اما خردمندان و متفکران تحت تاثیر چنین داستانهایی، مرثیه هایی و روضه هایی دینی قرار نگرفته، تنها اسیر کمال شخصیت الهی می‌گردند.این، در حالی است شخصیت بشری کمال نداشته، همراه نقصان عرضه شده است. عیسی نبی منقول از انجیل، توهین، به خود را قابل بخشایش خوانده است، اما ایشان، توهین، به روح القدوس را نا بخشودنی خوانده است. متولیان فرقه شیعه، متاثر از افراط گرایی دینی امامان خویشرا تابو ساخته، توهین کنندگان، به آنان را، به قتل میرسانند که خوی توحش بشری را متجلی می‌سازند؛ زیرا غالب انسانها، در برهه مدرن سعی، در دوری از قتل و کشتن دارند. بواقع معجزات، خاص پیامبران و بیّنات، خاص پیروان میباشد؛ لیکن متولیان فرقه شیعه، امامان خویشرا، به مقام پیامبری رسانیده، سخن از معجزات، کرامت و حکمت نبوی، آنان می‌رانند که مبالغه، سفسطه و مغلطه میباشد. حتی پیامبران نیز جایز الخطا بودند. چنانکه موسی نبی – منقول از تورات یهود – طی حوادثی، نارضایتی آفریدگار را فراهم ساخت. تقدس، پاکی از هر خطایی و گناهی است که انسانها بدان دست نمی‌یازند؛ زیرا هر انسانی، در زندگی خود با خطایی مواجه می‌شود؛ لیکن سایر حیوانات عاری از خطاکاری و گناهکاری غریزی زندگی می‌کنند. از اینرو واژه معصوم، به حیوان اطلاق می‌گردد، نه انسان. بسیاری از روایات مذهبی، حاصل تحریف شخصیت و روایات میباشند، نه رعایت واقعیت. مفروض بر آنکه علی بن موسی رضا خودکشی نکرده باشد؛ همچنان ایراد اخلاقی باقی است؛ زیرا او بطور اجباری یا اختیاری، به مجالست با مامون، در ضیافت درباری       می‌‌پرداخت که آن مهم، ایضاً مطاوعت از امر مسرفین و مفسدین است. همچنین تکرار می‌کنم که ساختن مراقد زرین برای مدفن امامان شیعی، ناشی از تزویر بشری تزویر متولیان دینی و وجهه استثمار مذهبی است. مراقد مزین و زرین امامان شیعی، منبع درآمد کلان برای متولیان دینی و تامین مالی زندگی آنان محسوب می‌شود.

ملاحظه : متن بالا بخشی از کتاب “راهی بسوی راستی”,نوشته محمد مصدق,دارای حق چاپ و نشر انتشارات آمازون میباشد.

درباره newinsight

اینجانب محمد مصدق, متولد شهرستان تهران میباشم! نویسنده,منتقد و مبارز مستقل,در سرزمین تحت سلطه دیو صفتان اسلامی ! من زندگی خود را مرداد ماه سال 1350 شمسی, در منطقه نیروی هوایی تهران آغاز کردم و سن شش سالگی پس از آزمون هوش, در مدرسه اول ابتدایی فارابی نیروی هوایی راه یافتم؛ ولی خرده سالی بیش نبودم که اینتلیجنس سرویس انگلیس به دستور دستگاه پادشاهی انگلیس و به یاری عناصر ایرانی بسیج مستضعفان و کمیته انقلاب اسلامی, به توطئه و دسیسه علیه اینجانب پرداخت و دگربار فقر فرهنگی و شخصیتی بربریستی خود را در جهان بشری هویدا ساخت که البته! دادخواست و شکایات اینجانب علیه جمهوری اسلامی ایران و دولت و سلطنت انگلیس به مراجع ذیصلاح حقوق بشری و دیوان دادگستری بین المللی تسلیم شده است. بدینسان پادشاهی الیگارشی و آمورالیستی انگلیس, دگربار انتقامجویی و کینه توزی خود را علیه نهضت ملی ایران و ملی شدن نفت ایران و ملی گرایی در ایران تکرار نمود و ثبات جمهوری اسلامی,مجری سیاستهای ضد ایرانی, ضد الهی و ضد بشری را با حمایت های خود تامین کرد. اینجانب سالیان متمادی مشغول مبارزه با دیو صفتان داعشی شیعی, در داخل کشور ایران بوده ام و قوای تبهکار و فاسد حکومت جمهوری اسلامی را بشدت به چالش کشیده ام و حتی سید علی خامنه ای را در برابر مشیت الهی به زانو افکنده ام. اینجانب طی هدایت الهی و ملکوتی در عنفوان جوانی است که رسالت خود مبنی بر اعلام آیین و فرامین راستین موسی پیامبر را با انتشار فرامین ایشان و چاپ و نشر کتاب خود به نام راهی بسوی راستی به انجام رسانیده ام و عیسی را براستی خاتم النبیین و خاتم الشهدا خوانده ام که طبق آگاهی الهی و ملکوتی بدین حقیقت دست یازیده ام و صلیب عیسی را جایگاه شهادت انسانی دانسته ام که کمال اخلاقی را از مسیر کمال عاطفی تحقق بخشیده است و در مسیر ابلاغ حقیقت و دیانت راستین الهی و ابراز محبت به هم نوعان خویش جان به جان آفرین تسلیم نموده است گرچه اکنون ادیان و کتب آنها بشری میباشند, ولی بهترین گزینه برای هر ایرانی خردمندی را آیین توحیدی زرتشتی تامین می کند , باری بر دوشی کسی ننهاده است و همه پند و اندرز آن پندار نیک,گفتار نیک و کردار نیک میباشد. آیین زرتشتی,توحیدی و دین اسلامی, تشریکی تهیه شده اند و لذا عطف به نیاز افزایش عرق ملی ما را مجاب می سازد که ایرانیان به آیین اجدادی خویش مراجعت نمایند؛ چه دین اسلامی,جبر,قهر و شر و آیین زرتشتی,فر,مهر و فروز است. هر اجتماعی بشری در بحبوحه های سیاستهای زندگی,دنیوی و مادی - در حوزه های مختلفه سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و فرهنگی - نیاز به تکیه گاهی معنوی دارد که همت و ترغیب خویشرا در حفظ سلامت و امنیت روحی,روانی,جسمی و جنسی و رعایت صحت و سلامت قواید حیات,منزلت و کرامت بنماید؛ بنابراین آیین زرتشتی به گواه تاریخ ایران زمین است که جامعه ایرانی را در چکاد افتخارات,سلامت و امنیت معنوی محفوظ داشته بود. هر جامعه ای در مقطعی از زمان بدلیل پیروی کورکورانه و منظلمانه جامعه از دینی و مذهبی, دچار ظلمی و ستمی شده است؛ زیرا ادیان کمال ندارند و حاوی نقص و نقض میباشند؛ ولی از سوی دیگر هدایت,مطالعات,تحقیقات و نظارت همگانی و دایمی بر تحرکات مذهب و ماهیت مذهب و حفظ حق تجدید نظر اصلاحی, در کلیات و جزئیات مذهب و شخصیت, از بروز عقاید و کردار انحرافی,دیکتاتوری و ستمگری مذهبی,سیاسی,فرهنگی و اجتماعی ممانعت می ورزد. بنابراین ادیان, نیازمند کنترل افکار و عقاید مثبت اجتماعی میباشند که فیلترینگ مثبت بر محتوای آنها اعمال گردد و ادیان در حیطه عقل,منطق,احساس و دانش نیکوکار و مهرورز سالم سازی شوند. اینجانب در سال 1380 شمسی و متعاقب حادثه ناگوار کوی دانشگاه در سال 1378 شمسی - طی فراخوان جناب آقای قائم مقامی, مجری رادیو ایران - در برخی تجمعات بر حق اعتراضی و حمایتی شرکت فعالی جستم و سالهای اخیر به دفعات دستگیر و حتی ضرب و شتم شده ام و همواره از ملی گرایی, عدالتخواهی و آزادگی پیروی کرده ام و ایران را تحت اشغال نامردمان و ناجوانمردان جاهل,دشمن و خائن خوانده ام که پیرو جنون قرآنی و جنون شخصیتی و روانی میباشند. زندگی در طبیعت گیلان به من آموخته است که پیروی از قوانین طبیعی, پیروی از اعتدال است و انسانها را راهنمای بسیار نیکویی است که آیین طبیعی, برترین آیین الهی است که حتی موارد نقص و نقض ادیان را برای ما هویدا می سازد. ادیان حاوی تلفیق اخلاق و نقض اخلاق و تلفیق حق و باطل میباشند و لذا نقص و نقض ادیان بدلیل آفرینش دارای نقص و نقض جهان,جانداران,انسان, عقل,منطق و دانش میباشد که فقط آفریدگار دارای کمال است. ... اکنون ایران تحت سلطه دیکتاتوری اسلامی میباشد و آزاد اندیشی در سرزمین ما بشدت سرکوب و منکوب می شود و آزادی تنها برای افراد ضد الهی, ضد بشری و ضد اجتماعی قانونی است که نیروهای مذهبی - سیاسی,تروریستی,تشریکی و انحرافی را تشکیل داده اند و الیگارشی مذهبی و سرمایه داری مذهبی را حمایت کرده اند و جامعه ایرانیان را در چالش و تنش فراوان غوطه ور ساخته اند. اسلامگراها,روسها و انگلیسیها, بازیگران اصلی سیاست در تعیین مقدرات کشور ایران بوده اند و اکنون ایران و سوریه خط مقدم روسیه علیه آمریکا و غرب میباشد و ایرانیان قربانی ستمپذیری شخصیتی و دعوای امپریالیستی و استکباری داخلی و خارجی بوده اند. اینجانب پاسخگوی شما عزیزان در اسرع وقت میباشم ! با سپاس و آرزوی توفیق و سلامتی برای شما عزیزان ! mosaddegh.iran@gmail.com

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

قرآن افساد فی الارض است20

قرآن,افساد فی الارض است

قرآن , افساد فی الارض است ! (الله, زئوس اسلامی)  الله مفتخر ...

عیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهداعیسی خاتم الانبیا و خاتم الشهدا

عیسی خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا

عیسی پیامبر خاتم الانبیاء و خاتم الشهدا است عیسی پیامبر سید الشهدا است ...